علت ثبوت احكام الهی و مبانی اخلاقی در شرایط مختلف زمانی و مكانی
علت ثبوت احكام الهی و مبانی اخلاقی در شرایط مختلف زمانی و مكانی
12بعضی از افرادی که از ناحیه مادر جزو قبیله همین حضرت حسن بن حسن که به او حسن مثنّی میگفتند جزو او بودند آمدند شفاعت کردند به عمر سعد گفتند این که چیزی نیست تو که زدی همه کار را تمام کردی آخر این چیز ندارد دیگر ول کن. حالا مرد مرد برمیداریم میبریم در کوفه و در راه مرد خب حالا بالاخره تو کارت را انجام دادی لذا عمر سعد هم قبول کرد و سرش را جدا نکردند و آورند در کوفه و خداوند او را شفا داد و بعد در مدینه رفت و بعد هم با همین عیالش که دختر عمویش بود، دختر امام حسین بود دیگر در آن جا به اصطلاح عروسی و اینها بکنند، عقد خوانده بودند شب عاشورا، این که میگویند که حضرت قاسم داماد و اینها، نه! درست نیست اصل ندارد. از این نحو بوده است.
افراد در مجلس یزید میدیدند. یک نفر آمده بود و وقتی که چشمش افتاد به فاطمه خب اگر فاطمه بنت الحسین پوشیه داشت از پوشیه چشم او چطوری دیده؟ چشم او مگر میکروسکوپ است؟ ذرّهبین است که ببیند؟ این را میبیند و به یزید میگوید که این کنیز را به من بده که آن جریان که شنیدید پیش میآید و یزید این کار را نمیکند. حضرت زینب ممانعت میکنند و نمیگذارند این کار را بکنند. خب تا نمیدیدند که خب این حرفها را نمیزدند. خب تا نمیدیدند از آن زیبایی حضرت زینب که در کتابها نقل نمیکردند لابد دیدند در آن مجلس یزید و ابن زیاد، با این وضع بوده. مسئول که بوده؟ مسئول امام سجّاد بوده. امام معصوم بوده. یعنی چه؟ یعنی در قبال رضای خدا همه چیز را ما کنار میگذاریم. غیرتی که در مقابل خدا بایستد آن غیرت نیست آن کفر است آن أنانیت است، آن فرعونیت است، غیرت باید باشد در مسیر خواست پروردگار نه این که انسان اضافه بر خودش کم و زیاد کند.

