اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

علت ثبوت احكام الهی و مبانی اخلاقی در شرایط مختلف زمانی و مكانی

0

علت ثبوت احكام الهی و مبانی اخلاقی در شرایط مختلف زمانی و مكانی

4
  • احکامی که رسول خدا آورده است این احکام مربوط به زمان خودش است ربطی به ما ندارد هزار و چهارصد سال گذشته! خب گذشته، بنده می‌گویم یک میلیون سال بگذرد، گذشت سال یعنی چه؟ یعنی یک واقعیتی که نه در اختیار بنده است نه در اختیار شما خورشید است برای خودش می‌گردد به من و شما چه مربوط است؟ چه ارتباطی به من دارد؟ بنده می‌نشینم می‌توانم ماه را نگه دارم نچرخد؟ سی روز دور زمین دور نزند؟ نه! دست من نیست. بنده می‌توانم صبح که از خواب بلند شدم خورشید را در همان افق نگه دارم؟ دست من نیست. خورشید بلند می‌شود خودش می‌آید بالا و می‌رسد به زوال و بعد هم می‌رسد به عصر و مغرب و بعد هم دوباره همین سیر تکرار می‌شود. بنده می‌توانم کهکشانها و این حرکت افلاک را نگه دارم؟ اینها هیچ کدام ارتباط به من ندارد. ١٤٠٠ سال این طوری گذشت به من چه مربوط است؟ به شما چه مربوط است؟ چه اتّفاق افتاده است که حالا باید مسئله جور دیگری مطرح شود؟ چه اتّفاق افتاده است؟ بنده که این مسئله را بارها خدمت رفقا عرض کردم. چه واقعه‌ای اتّفاق افتاده که در این واقعه احکامی که در آن زمان آمده چطور این که امروزه این نفهمها می‌گویند این مربوط به خود آن زمان است و مربوط به این زمان نیست؟ چه اتّفاقی افتاده؟ چه قضیه‌ای اتّفاق افتاده است؟ آیا فهم مردم بالاتر رفته است؟ فهمشان؟ ادبیات مردم بالاتر رفته است؟ فرهنگ مردم بالاتر رفته است؟ واللَه که هزار مرتبه پایین‌تر آمده است. واللَه قسم می‌خورم هزار بار پایین‌تر آمده است.

  • یک نمونه مثال می‌زنم آن شعرایی که حالا من به ایرانی کار ندارمسراغ شعرای عرب می‌رویم کدام یک از این شعرایی که در این سنه‌ها و سده‌های اخیر در میان اقوام و قبایل عرب و ممالک عرب آمدند اشعارشان به بلاغت و ادبیات همان اشعار جاهلیت و شعرای زمان قبل از اسلام می‌رسد؟ ابداً! یک دهم آن هم نیست. شعرایی که در این سده‌های اخیر آمدند تا الآن، از نقطه نظر ادب و از نقطه نظر بلاغت به گرد آنهایی که ١٤٠٠ سال پیش [بودند] هم نمی‌رسند نه این که نزدیک هستند یا دور هستند به گرد آنها نمی‌رسند. خب این از چه؟ این از ادبیاتشان. واقعاً وقتی که یک قصیده عربی را که در همان زمانهای سابق، مربوط به فرزدق، مربوط به امرءالقیس، مربوط به متنبّی، مربوط به لبید و سایر شعرا در همان زمان هست، مربوط به قیس بن عامر همین مجنون، لیلی و مجنون، قیس بن عامر است، یکی از این قصاید را انسان مطالعه می‌کند انگشت حیرت به دندان میگیرد که چقدر باید یک شخص در فضای ادبیات و آسمان فرهنگ ادب و بلاغت این قدر باید در جولان و پرواز باشد که بتواند دقیق‌ترین، ظریف ترین، عمیق‌ترین استعارات را در فضای ادبی به کار ببرد.