أهمیت و تأثیر مسئلۀ عبور از ظاهر به باطن در مقدمهسازی ظهور امام زمان
10برای رسیدن به آن مرتبه به جای این که ما بنشینیم و هی بگوییم دوسال دیگر و سه سال دیگر، بگوییم راه این است. راه این است که باید از ظاهر بیرون بیایید راه این است که باید ظواهر را کنار بگذارید راه این است که باید دیگر به خنده و تبسمها فریفته نشوید راه این است که دیگر باید به سیمای خاص و به هیکل و شمایل خاص، دل نبندید. راه این است که باید به هر سخنی گوش ندهید راه این است که باید در کارهای خود قدری تأمل کنید و عجله نکنید. راه این است. اگر این طور شد بله! کم کم .... آن وقت خیلی قضیه فرق میکند خیلی مسئله فرق میکند.
انسان کم کم احسا س میکند دارد عوض میشود روحیات او دارد عوض میشود آن سبکی که سابق داشت دیگر آن سبکی را ندارد آن عجلهای را که سابق داشت ندارد. الان دارای هضم است هر حرفی که پشت سر او زدند زود به هم نمیریزد. آی پشت سر من حرف زدند، به جهنم که حرف زدند! بگذار حرفش را بزند، این قدر بزند که سیر شود. فلان مسئله را گفتند، بگذار بگویند. فلان مطلب را گفتند خب بگذار بگویند. من دارم کار خودم را میکنم خب ما وظیفه را انجام میدهیم آنها هم وظیفه خودشان را انجام بدهند آنها وظیفهشان حرف درآوردن است ما هم وظیفهمان این است که آن چه را که تشخیص میدهیم عمل کنیم.
یک مدتی بر این مسئله مداومت بکنیم، واقع را در زندگی خود محقق بکنیم، آن وقت میبینیم که چه تغییراتی پیدا میشود بدون ظهور، نیاز به ظهور ما نداریم. مگر امام زمان ما فردی است که برای مساعدت و کمک ما نیاز حضوری و فیزیکی دارد؟ امام که این نیست امام بر همه منویات ما آگاه است و بر همهشراشر وجو د ما احاطه علی دارد نه احاطه اخباری و حکایی، احاطه امام علیه السلام احاطه علّی است و بدون عبور از نفس امام علیه السلام امکان ندارد خطوری به ذهن شما وارد شود. یعنی این که الان من دارم صحبت میکنم نه اینکه بعد از صحبت کردن من امام با آن اسباب و ادواتی که دارد مطلع شود، نخیر! قبل از این که من صحبت کنم نفس امام علیه السلام از تک تک جملات کلمات حروف و حرکات پلک من مطلع هست و میداند که من چه میگویم آن وقت این امام زمان نیاز به ظهور دارد؟ ما نیاز به ظهور داریم ما درغیبت هستیم نه او. امام علیه السلام ظاهر است

