أهمیت و تأثیر مسئلۀ عبور از ظاهر به باطن در مقدمهسازی ظهور امام زمان
11لذااولیای الهی میفرمودند امام علیه السلام هیچ وقت غیبت نکرده است برخلاف آن چه که در میان السنه و افواه دارج است امام غیبت نکرده است ما از امام غیبت کردیم ما خود را از امام علیه السلام پوشاندیم ما پرده به روی خود انداختیم تاامام را نبینیم! امام غیبت نکرده استامام همیشه حضور دارد امام همیشه ...
در زمان سابق، بعد از فوت مرحوم آقا و جریاناتی که پیش آمد یک جریانی بود برای این که یک عدهای به نحو خاصی آن عده را اغوا کند که از جمله آنها خود بنده بودم یعنی میتوانم بگویم در نوک آن پیکان قرار گرفته بودیم. یک جریان شیطانی مکاشفهای شهودی وجدانی و علمی، نه فقط همین صرف خواب و ... یک همچنین جریانی برای این مسئله بوده، البته به طور دقیق من تا به حال جایی عرض نکردم به بعضی از مسائل آن تا به حال پرداختم. این جریان جلو آمد جلو آمد و عدهای را این جریان درکام خود فرو برد و وقتی که نسبت به اصل مسئله استوار شده بود و کاملا در چمبره خودش گرفته بود تنها موردی که میتوانست در این مسئله بایستد خب طبعا ما بودیم، تا این که آمد نسبت به خود ما تشکیک ایجاد کرد، به خود اصل مسئله تشکیک ایجاد کرد.
یک روز من میدیدم که یکی از همین [افراد] آن فرد خاصی که متصدی این گونه مطالب بود، یک پیغامیداد که مرحوم پدر شما راجع به شما این طور میگویند و این طور مطرح میکنند. من گفتم که شما به ایشان بگو که مگر خود شما در زمان حیاتتان نمیفرمودید که باید نسبت به آن چه که در نفس و قلب میگذرد، انسان به قطع عینی و علمیرسیده باشد و الا ممکن است که این مطالب به صورت دیگری برای انسان جلوه کند، شما دلیلی برای حصول این قطع و اعتقاد، اعتقاد جازم برای بنده ارائه بدهید که این مطلب شما صحیح است. جواب چه آمد؟ فلانی نسبت به مطالب ما شک میکند! دیدید! یکدفعه ورق برگشت! شروع شد به شعار، من که حرف بدی نزدم من که خلاف نگفتم. من گفتم ما بر همان اساسی که از شما میشنیدیم به همان .... خب ما پاتک زدیم دیگر، نسبت به این قضیه.

