اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

أهمیت و تأثیر مسئلۀ عبور از ظاهر به باطن در مقدمه‌سازی ظهور امام زمان

0

أهمیت و تأثیر مسئلۀ عبور از ظاهر به باطن در مقدمه‌سازی ظهور امام زمان

4
  • تا می‌شنویم یک شخصی پشت سر ما یک حرف زده، فوراتلفن را برمی‌داریم این طرف آن طرف این یک حرفی زده یک مطلبی گفته، راستی تو شنیدی چه گفته؟ فلان کرده؟ در حالی که می‌توانیم اصلا ترتیب اثر ندهیم برای چه ترتیب اثر بدهیم؟ انگار نشنیدیم هان؟ مگر قرار بر این است که هر چه انسان می‌شنود فورا برود پیگیری کند؟ فلان شخص یک همچنین حرفی را زده است. بله اگر آن فردی که ما متهم هستیم که نسبت به او این را گفتیم آمد خب از اوسوال می‌کنیم کی؟ کجا؟ کی شنید؟ کی دید؟ که پرسید؟ ولی اگر نه! به ما گفتند فلان شخص فلان دروغ را گفته است حالا بلندشویم یک نفر را بفرستیم برو درخانه‌او سوال کن تو از من این دروغ را شنیدی؟ کجا شنیدی؟ شاهد داری؟ بیا قسم بخور! تمام اینها بیکاری است آدم بیکار همین است، نمی‌داند چکار کند فوری راه می‌افتد. نه! ما یک همچنین دروغی گفتیم خب گفتیم که گفتیم. چه اشکال دارد؟

  • یک نفر آمد به من گفت که در فلان شهر یک کتابی می‌خواهند بنویسند و اثبات می‌کند که شما پنجاه دروغ گفتید از زمان خود مرحوم آقا و بعد جمع کرده است نظر شما چیست؟ گفتم به او پیغام بده‌ که صد تا هم من اضافه می‌کنم که حجم کتابت بیشتر بشود! صد تا [هم‌] من [اضافه می‌کنم!] آخر پنجاه تا کم است چیزی نیست به کجای آدم می‌رسد؟ زیر دندانهای آدم قایم می‌شود! یکخرده آدم بیشتر کتابش را کلفت‌تر کند بهتر است که! هیچی تمام شد. نه آنها نوشتند و نه ما چیزی گفتیم.

  • یک نفر آمد در این جا پیش بنده، در همین جا. بنده در این جا نشسته بودم آمد این جا در مقابل من گفت بنده از یک جا آمدم و رفتم در عرض سه ماه که در آن جا بودم مطالبی را که راجع به شما شنیدم همه را نوشتم و یک دفترچه کلفت دویست یا سیصد صفحه‌ای شده بود این مقدار حجم آن بود، آوردم بدهم خدمت شما، گفتم از همین جا بردار ببر خانه‌ات، تمام صفحات آن را یکی یکی آتش می‌زنی حتی ریز ریز هم نمی‌کنی همه را آتش می‌زنی یکدانه را نمی‌خواهد بگویی مگر من بیکار هستم که بیایم حرفهایی را بشنوم که فلانی در مورد من چه گفته است؟ یا درست بوده یا نبوده است. اگر درست بوده خب باید خودم را ا صلاح کنم و کار خلاف را باید ترک کنم و به این مقدار هم اطلاع دارم، هم از خودم هم از اطراف که خودم چه می‌کنم این مقدرا را می‌دانم و نیازی به این صفحات نیست و اگر خلاف گفتند که آدم نمی‌آید وقتش را برای خلاف بگذراند مگر آدم می‌آید وقتش را برای شنیدن ...؟ این قدر ما بیکار هستیم در این دنیا که بیاییم وقتمان را برای شنیدن اخبار خلاف بگذرانیم؟ آن هم از ناحیه افرادی که زبانشان ترمز ندارد ایستگاه ندارد.