أهمیت و تأثیر مسئلۀ عبور از ظاهر به باطن در مقدمهسازی ظهور امام زمان
5بعضی زبانها ایستگاه دارد یک مطلبی را میگویند بعد میایستند توقف میکند ولی بعضی زبانها نه! همین طور وقتی شروع به حرکت میکند میرود تا وقتی که انرژی تمام شود، ایستگاه ندارد. ماشین کوکی هست دیدید؟ وقتی راهش میاندازید کوک میکنید چقدر میرود؟ تا حدی میرود که کوکش تمام شود بیچاره میایستد دیگر، میگوید کوک من این قدر بود بیش از این مقدار مرا کوک نکرده بودند.
این مسائلی را که خدمت شما عرض میکنم مسائل حیاتی حرکت یک انسان است که خیلی از ما به آن ترتیب اثر نمیدهیم! مگر ما میتوانیم سایرین را به نظام درآوریم؟ به حساب درآوریم؟ به منطق درآوریم؟ نه! خیلی عرضه داشته باشیم خودمان را میتوانیم ضبط کنیم و نسبت به کارهای خودمان میتوانیم تسلط داشته باشیم و نسبت به امور خودمان میتوانیم بازنگری داشته باشیم و مگر مردم همه در یک سطح از فرهنگ هستند؟ مگر در یک سطح هستند؟ جایی که ما مطالبی را از افرادی مشاهده میکنیم که مدعی اخلاق و درس اخلاق و تدریس اخلاق و تربیت و تزکیه هستند و انسان شرم دارد که کار آنها را بازگو کند آن وقت سایرافراد مگر میشود ترمز آنها گرفت؟ کار سایر افراد را مگر انسان میتواند به نظام دربیاورد؟ لذا باید ول کند ترتیب اثر نباید بدهد هر چه میگویند. بگویند هر کاری که انسان میخواهد بکند بکند.
مرحوم آقا چند بار شد که به بنده میفرمودند نمیدانم شاید ایشان مسائلی رااحساس میکردند که حتما باید من این مسئله را مورد توجه قرار بدهم خصوصا برای بعد از ارتحال ایشان که فلانی کار خودت را ببین درست استانجام بده، به دیگران کار نداشته باش و از این که پشت سر تو حرف میزنند باکی نداشته باش و دغدغهای به خودت راه نده، نگاه کن ببین کارت درست است؟ همان راانجام بده و برو و دیگر دنبال این نباش که راجع به تو چه گفتند و چه میگویند و چه عکس العملهایی انجام میدهند؟ الان که بنده با شما صحبت میکنم راجع به بنده خیلی از مطالب هست، طبیعی هم هست، بالاخره من دارای افکار خاص خودم هستم و دارای بینش خاص خودم هستم و دارای رفتار خاص خودم هستم و این بینش و رفتار همین طور به دست نیامده است مصاحبه با بزرگان وتجربه هم نشینی با آنها در طول دهها سال و مطالعاتی که بنده در این زمینه داشتم و اطلاعاتی که بنده کم و بیش از این طرف و آن طرف و مسائل و جریانات به دست میآورم من حیث المجموع یک ذخیرهای به وجود میآورد که بر اساس آن ذخیره و اندوخته اطلاعاتی من میتوانم روش و زبان و کلام و رفتار خودم را ترسیم و تصویر کنم خب طبیعی است که دربسیاری از این موارد با طرز تفکر افراد در تعارض قرار میگیرد طبیعی است.

