ضرورت اجابت دعوت خدا و رسول خدا جهت إحیاء قلوب
11میتواند فکرش به پرواز دربیاید؟ دائما به فکر این است که فردا شب این میخواهد بازی کند پس فردا شب آن میخواهد بازی کند امروز این میخواهد گل بزند فردا آن میخواهد توپ بزند، همین، شدیم همین. این دست و آن دست ما را دارند میگردانند و خود متوجه نیستیم!
اذا دعاکم لما یحییکم خدا و رسول شما را دعوت میکنند برای این که شما را احیا کنند زنده کنند از افکار عامیانه بیرون بیاورند، هر کسی مال خودش است ها! خیال نکنید حالا .... هر کسی در عالم خودش و هر کسی در حال و هوای خودش و هر کسی در فضای خودش. یکی با بازی و اینها سرش گرم است یکی با مسائل دیگر سرش گرم است یکی با عوض کردن مد و لباس سرش گرم است، همه اینها، یکی با تغییر و تحولات طلا و جواهر سرش گرم است یکی با این طرف و آن طرف کردن سرش گرم است یکی با پرداختن به تجارتهایی که خارج از تکلیف است، همه به یک نحوی، و یکی هم با برقراری مجالس و صحبت کردن و اینها که این مربوط به ماها میشود، مر بوط به تیپ ماها میشود، با این سرش گرم است.
دنیایش همین است، مجلسی باشد عدهای بیایند به به بگویندبروند، صحبت کنند دوباره یک مجلس دیگر باشد اگر یک وقت دید از نظر مردم استقبال نیست شروع کند اعلامیه چسباندن، در و دیوار، فلان مجلس سیدالشهدا، فلان مجلس سخنرانی، مجلس سیدالشهدا نیاز به اعلامیه ندارد عزیز من! نیاز به تبلیغ ندارد. تبلیغ نمیخواهد. چسباندن در و دیوار نمیخواهد. بعضی ها به پرداختن به شخصیتها سرشان گرم است. از دنیا میرود مرده او چهل کفن پوسانده است هنوز بعد از بیست سال سی سال باز هی اعلامیه میچسبانند! سالگرد علامه فلان! نمیدانم آیت اللَه فلان!
یکی از چیزهایی که خوشبختانه در همین طیف غیر از معممین، از سایرین، وجود دارد این است که این بساط را ندارند، هی سالگرد بگیرند سالگرد بگیرند سال دوم سال سوم! بس است دیگر آقا! کفن او پوسید استخوانهایش هم پودر شد باز هی علامه فلان! آیت اللَه فلان! ما هم به همین چیزها سرمان گرم است. ما هم مرگمان در همین جا است، در همین مسائل است، در همین مجالس است. ما هم ظلمت و کدورتمان در همین مطالب است. هی مردم را جمع کنیم، هی بیایند، ول کنید مردم را آقا! هر کسی خواست بیاید هر کسی نخواست نیاید هر کسی دلش میخواهد شرکت میکند هر کسی دلش نمیخواهد شرکت نکند این چه اصراری است؟ چه ابرامیاست؟ چه مسئلهای است؟

