اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت اجابت دعوت خدا و رسول خدا جهت إحیاء قلوب

14625
نسخه عربی

ضرورت اجابت دعوت خدا و رسول خدا جهت إحیاء قلوب

17
  •  می‌بیند که وقتی به او می‌گویم برگرد هیچ حرف نمی‌زند، چشم، بلند می‌شود اقدام برای خروجی و بعد هم تمام. این مسئله است.

  •  آن می‌شود چه؟ احیاء. مشکل است سخت است یک ماهی آمده هان! تازه کم کم مزه ارتباط و مصاحبت با استاد زیر دندانش می‌آید و همین که خلاصه دارد آثار وجد و انبساط پیدا می‌شود، برگردید! برگردید! بعد هم نمی‌گوید چرا؟ شما باید بروید. نمی‌گویند که چرا؟ اذا دعاکم لما یحییکم این است. می‌گویند زیارتت را باطل کن لغو کن حرکتت را لغو کن دیدن استاد را نیمه تمام بگذار، نیمه تمام که البته نیست تعبیراشتباهی است، کم، ولی باید اجابت کنی و وقتی که برمی‌گردد شاید خاصیت این سفر از آن سفرهای دیگر بیشتر باشد.

  •  یک وقت مرحوم این قضیه را بگویم و بعد به این سوالات بپردازم حالا می‌بینم به! در آن جا هم رفقا و دوستان برای ما پرونده‌ای تشکیل دادند یک وقتی مرحوم پدربزرگ ما خدا رحمتشان کند، پدر والده ما، ایشان خیلی مسافرتشان طول می‌کشید تقریبا زیاد می‌رفتند این طرف و آن طرف، به طور معمول شش ماه در این جا بودند و شش ماه در سفر. اول رجب می‌رفتند اول محرم می‌آمدند، هر سال همین طور بود. در یکی از این سفرها برای ایشان یک قضیه‌ای اتفاق می‌افتد یک مشکلی برای ایشان در راه اتفاق می‌افتد و تصادفی می‌شود. ماشین ایشان تصادف می‌کند و برمی‌گردند و اصلا به طور معجزه آسایی ایشان و افرادی که در آن ماشین بودند نجات پیدا می‌کنند و خلاصه برمی‌گردند و نمی‌توانند انجام بدهند و مجبور می‌شوند که برگردند.

  •  ما رفته بودیم به دیدن ایشان به اتفاق مرحوم آقا، منزل ایشان هم در همین میدان امام حسینطهران بود من وقتی که رفتم و ایشان را زیارت کردم خب ما کهچیزی سرمان نمی‌شد، در آن موقع حدود شانزده هفده ساله بودم ببخشید سیزده چهارده ساله بودم ولی همین که مننگاه به ایشان کردم دیدم حال ایشان با سایر سنواتی که ایشان برمی‌گشتند فرق کرده است، حال و چهره ایشان، البته صرف نظر از ضعفی که بر ایشان غالب بود، بچه سیزده چهارده ساله که چیزی .... وقتیکه آمدیم بیرون، ایشان رو کردند به ما و دو یا سه نفر دیگر که با هم بودیم، گفتند آن فایده و نتیجه‌ای را که ایشان در این سفر گرفت اگر ده سفر دیگر هم به مکه می‌رفت این نتیجه را نمی‌گرفت! گاهی اوقات مسئله این طوری است یعنی این طور نیست که فقط انسان برود و همین. خب نه! باید حساب و کتاب داشته باشد.