ضرورت اجابت دعوت خدا و رسول خدا جهت إحیاء قلوب
29یکی از مسائلی که بنده خیلی نسبت به آن حساسیت دارم این است که ما باید یک قدری بیشتر به فکر راه و رسم تعریف شده از شرع نسبت به مردم باشیم و بیشتر باید ملاحظه این جهات را بکنیم. در رسالههای عملیه ما، مسائل فقط از دیدگاه ظاهر بررسی میشود باید بیشتر به این مسائل بپردازند. مثلا فرض کنید که راجع به بعضی از تکالیف، راجع به تکالیف داریم، حالا یک مثال من برای شماعرض میکنم، تراشیدن سر در حج غیرواجب مانندحج مستحبی و حجهای مکرر، آن مستحب است آنالزام و وجوبی را که در حج اول است نیست. اما این همه ما در روایات تأکید داریم حتی در بعضی از آنها شبهه وجوب میرود یعنی تأکید [اینقدر زیاد است.] این را چرا ما نباید به مردم بیان کنیم؟ چرا ما نباید به مردم بگوییم که گرچه تراشیدن سر در حج مکرر و غیرواجب، حج مستحبی، الزامینیست ولکن تالیتلووجوب است یعنی مانند وجوب، یعنی پهلو میزند به وجوب، به نحوی که مرحوم آقا رضوان اللَه علیه میفرموند کسی که حج انجام بدهد چه مستحب، چه واجب، فرق نمیکند و سرش را نتراشد آثار حج در او مشهود نخواهد شد! خب چرا ما نباید این را به مردم بگوییم؟ خب حالا یکی عمل میکند یکی نمیکند حتی در مورد حج واجب
بنده خودم در بعضی از این سفرهایی که مشرف میشدم، میدیدم. خب بعضی از اینها سفر اولشان بود نمیتراشیدند! از مخدره خجالت میکشیدند خانمها نمیگذاشتند. آن یکی صدا میزند علی آقا پدرت را درمیآورم اگر کلهات را بتراشی! آن یکی میگفت محمود فلانت میکنم! آن یکی چه میگفت، یا آن یکی ... میآمد پیش ما، آقا راهی هست؟ نخیر! راهی نیست. این طرف و آن طرف؟ هیچ کدام از آقایان نمیگوید؟ میگویم برو پی کارت! شما کسی را سراغ ندارید؟ نخیر! بنده کسی را سراغ ندارم. واجب است بتراشی، نتراشی باید بروی طهران مویت را بتراشی بفرستی این جا. و این هر چه بالا و پایین میکرد میگفتم راه ندارد. آخرش میرفت سراغ یکی، نخیر! فلان آقا ایشان چیز میکنند و همان جا ...! در تمام عمرش اصلا نه تقلید سرش میشود نه اجتهاد سرش میشود نه تکلیف سرش میشود اما همین که این جا میشود، یکدفعه نه نه! پس من به آن آقا مراجعه میکنم! به آن آقایی که میگوید مستحب است مراجعه میکنم. التفات کردید

