ضرورت اجابت دعوت خدا و رسول خدا جهت إحیاء قلوب
6از آن اول که رفتیم صحبت این بود که الان چیست؟ این دارد چکار میکند؟ آن دارد ...؟ فقط کم ما نده بود یک را دیو بردارند بیاورند آن جا بگذارند آن هم لابد از ترس مااینکار را نکردند که پیچش را باز کنند مسائل را این جوری تعقیب کنند! هر کسی از در میآمد میپرسیدند آقا قضیه چه شد؟ به کجا رسید مسئله؟ واقعا خجالت آور است! واقعا شرم آور است! واقعا حیا میخواهد انسان بلند شود بیاید در این گونه مسائل! افراد باید از وجو د این گونه مجالس بهره ببرند. خب افرادی که دراین جا بودند افرادی بودند که اهل اطلاع بودند فاضل بودند درس خوانده بودند حدو د یک ساعت به اینها گذشت که من ناراحت شدم. رو کردم به یکی از بستگان گفتم اگر مسئله بخواهد به ا ین جا بگذرد من مجلس را ترک میکنم که او به یک کسی دیگر که بزرگتر بود و فعلا به رحمت خدا رفته، به او گفت کهفلانی میگوید ا گر بخواهد صحبتها به این چیز ادامه پیدا کند [مجلس را ترک میکند.]
خب ما میخندیدیم دیگر، به ریش همه میخندیدیم به آن عمامهای که سرشان گذاشته بودند میخندیدیم. آخر آدم هفتاد سال از سنش بگذرد بلند شود بیاید بگوید کی گل زد؟! خجالت دارد! قباحت دارد! پس ما مردم را به کجا باید دعوت کنیم؟ به چه باید دعوت کنیم؟ همین ما هستیم که میرویم جلوی راه مردم را میبندیم! جلوی مسیر مردم را میرویم میبندیم! آن کسی که میخواهد یکخرده فکرش باز شود، سری بیرون بیاورد ببیند چه خبر است یکدانه لحاف میکشیم روی سرش! یکی هم در سرش میزنیم! بخواب! سرت را بالا نیاور! نباید چیزی بفهمی! نبایداطلاع پیدا کنی! پس این حرفها را که باید بزند؟ دو روز بهنیمه شعبان مانده، یک ساعت از این مزخرفات در مجالس میگویند! بالاخره آن آقا یک کتابی را برداشت و شروع کرد او الان دیگر فوت کرده است برداشت روایت من مات آن هم از باب این که نگویند مجلس بدون این مطالب تمام شد فقط همین من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیه1 کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناخته این در مردن جاهلیت از دنیا رفته، شروع کرد این را معنا کردن، نه خودش فهمید نه آنها فهمیدند چه شنیدند! آن از یک طرف یک ایراد، از این طرف یک ایراد و آن هم ماند و گفتند آقا بفرمایید سفره انداختند، بفرمایید شام بخورید، این هم شد صله رحم ما! التفات میکنید
- كفاية الأثر، ص ٢٩٦.

