ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی
ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی
9پریروزطهران رفته بودم پریروز بود، دوسه روز پیش بود فاتحهوالده یکی از دوستان به رحمت خدا رفته بود، رفته بودیم. مجلس بالای شهر بود. اولًا مسجد آن که شبیه کلیسا بود، بماند، مثل کلیسا درست کرده بودند، به اصطلاح مسجد بود. بعد هم وضع داخلی آن و اینها آدم را به یاد همه چیز میانداخت غیر از خدا. خب، ما هم تشریف بردیم و مقداری زودتر رفتیم، دیدم چه خبر است! بیا و تماشا کن. ماشااللَه پر از آدمهای کراواتی بود و وضعهای آنچنانی خانمهایی که بیرون میآیند. من گفتم اینجا عروسی بود یا مجلس فاتحه؟! گفتم ما کجا آمدیم؟ البته آن مجلسی که مربوط به والده دوست ما بود، نبود؛ یعنی مجلس آنها بعد بود. آنها قرار بود بیرون بیایند و بعد اینها داخل بروند. منتهی آنقدر این فاصله تنگ شده بود که هنوز جمعیت آنها بودند. دیدیم عین همان وضعیت عروسی است، فقط سیاه تنشان کردهاند، هیچ تفاوتی نکرده، هیچ مسئله فرقی نکرده است. گفتیم این چه عزایی است؟! این چه تسلیتی است؟! بیرون میآیند و با این و آن میخندند. انگار عزیز من! همین مجلس در همین مسجد کلیساگونه که برای آن از دسترفته تو ختم گذاشتند، فردا هم برای تو ختم میگذارند. اصلًا ما عبرت نمیگیریم! ابداً عبرت نمیگیریم! البته من یک ربع بیشتر نبودم، بعد از یکربع رفتم و آمدم چون میبایستی که به مجلس شب در اینجا برسیم، مجلس رفقا و دوستان. در همان یکربع، فردی میخواند که از طرف صنف فلان تسلیت، از طرف ... یکدفعه دیدیم یکی از طرف او آمد که آقا حضرت عالی اسمتان را بفرمایید. گفتم: نیازی به ذکر اسم ما نیست. مقدم جناب آقای فلان را از ... گرامی میداریم. ما آمدیم اینجا عبرت بگیریم یا خود رو نشان بدهیم؟ آمدیم شخصیت خود را اضافه کنیم؟ آمدیم بر انانیت خود اضافه کنیم؟ در مجالس اهل بیت علیهمالسلام آمدیم، آمدیم از اهل بیت علیهمالسلام استفاده کنیم؟ یا لباسمان را به رخ دیگران بکشانیم؟ زیور و آلاتمان را به این و آن نشان بدهیم؟ چه کار میخواهیم بکنیم؟ لباس را میخواهیم به رخ چه کسی بکشانیم؟ مگر هنر است؟ مگر نداشتن گناه است؟ عیب است؟ که حالا فرض بکنید که کسی چون دارد، لباس کذایی بپوشد، بعد بیاید بگوید من دارم. او هم اگر داشت بهتر از تو میخرید، هنر نکردی.

