ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی
3در همان زمانی که مرحوم آقای حدّاد رضوان اللَه علیه به ایران تشریف آورده بودند، یک روز به منزل یکی از بستگان که از اقوام نسبی نزدیک ما بود همشیره مرحوم آقا رفتیم و الان شوهرش به رحمت خدا رفته است. ایشان وقتی که برگشتند، به او اشاره کردند و به مرحوم آقا گفتند: بعضیها راه نرفته، سالکند؛ یعنی خودشان فی حدّ نفسه همان کاری را انجام میدهند که یک سالک انجام میدهد، منتهی تحت این عنوان نیست و آنچه را که ما میگوییم، اینها به همان ترتیبِ اثر میدهند، منتهی اسم خودشان را سالک نگذاشتهاند، خب نگذارند. مگر راه خدا به اسم است؟ مگر راه خدا به عنوان است؟ به اصطلاح است؟ خب ما که اسم خودمان را سالک گذاشتهایم، چه تاجی به سر عالم زدهایم؟ مهم این است که انسان در همان مسیر حرکت کند و در همان مسیر راه برود.
در سفری که ما خدمت مرحوم آقا بعد از حجّ به کربلا مشرف شده بودیم؛ خب ما شنیده بودیم که اولیای خدا، راهشان راه خاص نیست. اختصاص ندارد که حتماً انسان به آنها مراجعه کند و هر کسی در اقصی نقاط باشد، اصلًا در این کره خاکی نباشد، در یکی از کرات دیگر باشد، راهش، راه متّصل به خدا باشد، آن ولی خدایی که در این کره خاکی است، از او اطلاع پیدا میکند، گرچه اصلًا در منظومه شمسی نباشد. مسئله، هیچ ارتباطی به مسایل ظاهر و قوانین ظاهر ندارد. چطور اینکه خود آنها هم به شاگردان خودشان میگفتند؛ همآقای حدادمیفرمودند، هم بنده این مسئله را از خود مرحوم آقا شنیدم که با یک نفر در مشهد صحبت میکردند، من در حیاط بودم، آنها در ایوان نشسته بودند. میگفتند: شما هر جای زمین میخواهی باش، برای من فرق نمیکند، خودت ببین کجا صلاح میدانی، هرجای کره زمین میخواهی باش، از نظر من تفاوتی نمیکند؛ چه همسایه من باشی، چه در آن کشور دورافتاده، آنجا باشی، تفاوتی نمیکند.

