أهمیت جایگاه عقل به عنوان میزان تشخیص حق از باطل در جمیع شئون سالك
7در زمان مرحوم آقا این قضیه انجام میشد و الحمدلله درآن موقعیت حالابه واسطه هر چه، موقعیت ایشان حالا افراد ترتیب اثر میدادند، لطفشان نسبت به مرحوم آقا بوده، ولیکن الان احساس میشود که این قضیه کمرنگ شده ونسبت به این قضیه آن توجه کافی نمیشود لذا استدعا این است از دوستان که اگر اینها یک مطلب ضروریی هست، چیزی، صحبت این را برای موارد دیگر قرار بدهند، بیرون از این مجلس، بروند در منزل، بروند در منزل یک ساعت دوساعت صحبت کنند البته در صورتی که اخلال در امور منزل ایجاد نشود و این مطالب ضروری را گاهی اوقات سه چهار ساعت طول میکشد این مطالب ضروری را در غیر از انجا بخواهند چیز بکنند. آنجا جایی است که همه باید بنشینند واستفاده کنند
من به دوستانی که در مجلس جمعه توجه نمیکردند در نهایت امر یک حرف زدم گفتم شما یک ساعت از وقتتان را در هفته به من بفروشید میفروشید؟ بفروشید، دیگر چطوری با شما حرف بزنیم؟ هر چه بگوییم که گوش نمیدهید! آقا حاضرید که یک ساعت از این وقتتان را در هفته به ما بفروشید؟ یعنی یکساعت مال من است هان! یعنی خودت نمیتوانی دخل و تصرف کنی، گفتش که آقا همه وقتمان مال شماست گفتم نه همه وقتت را بگذار برای خودت و برای بقیه. من یک ساعت بیشتر نمی خواهم، یک ساعت! توجه میکنید! چرا باید اینطور بشود؟ گفتم این یک ساعت فاصله جلسه، این مال من، کل هفته نمیدانم چند ساعت است؟ ضرب در بیست و چهار بکنید ببینید چند در میآید؟ تمام بقیهاش مال شما، داد بکش! هر کاری خواستی، بخند گریه کن، هرکاری خواستی بکن این یکساعت را شما ....! دیدند خب این یک ساعت را فروختند و ما هم فسخ در معامله نمیکنیم و مجبورند بر اینکه این یک ساعت را به هر خون دلی هست، به هر خون دلی هست این یکساعت را به سکوت بگذارند و خوب هم همین است همین درست میکند آدم را، همین درست میکند.

