أهمیت جایگاه عقل به عنوان میزان تشخیص حق از باطل در جمیع شئون سالك
أهمیت جایگاه عقل به عنوان میزان تشخیص حق از باطل در جمیع شئون سالك
28امام علیهالسلام از این نقطه نظر از این جنبه که میتواند ظهور بدهد و ابراز کند حقیقت و تقدیر را، در این صورت از مادرشان حضرت زهرا سلام اللَه علیها این فیض را گرفته است پس بنابراین تنها قضیه حضرت زهرا نیست بلکه حضرت از نقطه نظر نفس مطهرشان یکی از دو رکن تشکیل دهنده ولایت در عالم وجود است. یکی آن حضرت و یکی هم شوهرشان امیرالمومنین علیه السلام، این دو جهت است که این باعث شده است ائمه ما علیهالسلام بتوانند واسطه بین مقام احدیت و مقام واحدیت که مقام نزول و بروز اسما و صفات کلیه است باشند، ازاین نقطه نظر این مسئله مربوط به حضرت زهرا.
اما اینی که فرمودند که امتحان مربوط به روز عاشورا و این حرفها، این مربوط به کل عوالم وجود است نه اینکه مربوط به روز عاشورا. تمام قضایایی که در عالم وجود اتفاق افتاده و اتفاق میافتد این از نفس مطهر حضرت زهرا رد شده و ایشان همه اینها را تحمل کرده، قضیه عاشورا یکی از اونهاست. تمام حوادث و بروزات در عالم وجود از آن نفس حضرت زهرا سلام اللَه علیها شکل گرفته و بااین تحمل است که آن حضرت به آن مقام خاصی رسیده است که برای ما قابل درک نیست. نمیتوانیم ما این مسئله را درک کنیم و چون نمیتوانیم که یک همچنین موقعیتی را که نیاز به شهود دارد و نیاز به حضور عینی دارد، ما این مطالب درک کنیم. آنچه را که بنده عرض میکنم مطالبی است که از بزرگان شنیدم و آنهایی که خودشان تا حدودی به این مطالب دست رسی پیدا کردهاند
اما قضیهای که مربوط به حضرت ابراهیم باشد، حضرت ابراهیم در انجا که این مطلب را به حضرت عزرائیل گفته، خب شاید شکایت نبوده، فرض بکنید شاید حضرت عزائیل آمده اینطور پیشنهاد کرده و حضرت ابراهیم آمده این را در باب این مقام چیز بیان میکند، خلاصه آن سِرّو رمز و رازی که بین محب و محبوبو بین عاشق و معشوق است بیان میکند نه اینکه نخواهد عبور کندو نخواهد برود یعنی درواقع دارداین را میگوید که حالا حتما باید جان گرفته بشود؟ مگر بدون جان گرفتن نمیشود این قضیه انجام بشود؟ این یک حالاتی است که بین محب و محبوب گاهی اتفاق میافتد و این حکایت از گلایه ندارد واین خلاصه میخواهد بالاخره حالا یک حرفی زده باشد با آن محبوب خودش چطور اینکه درباره حضرت موسی این چنین فرمودند

