اهمیت اطمینان و ثبات قلبی در سیروسلوک
13مسکین هم به همین دل خوش میکند و غافل است از اینکه چه اکسیر و کیمیایی را دارد از دست میدهد، از آنطرف خبر ندارد.
ولی اینشخص، نه، ساکت و آرام میآید و مینشیند و بدون این مطالب قسمتش را میگیرد و بلند میشود و میرود. لو لا تکثیر فی کلامکم و تمریج فی قلوبکم لرأیت ما أری و لسمعتم ما أسمع، شما آنچه را که من میبینممیدیدید، و آنچه را که میشنوممیشنیدید.
مرحوم آقا بارها میفرمودند: رفقایی که در جلسه میآیندو دلشان با هم متحد است و با هم در حال تعارض نباشند، اگر یک فیضی بر آن جلسه بیاید به همه آنها تقسیممیشود، اما اگر در میان این جمع یک نفر باشد، دو نفر باشند، که اینها آن آمادگی را نداشته باشند، ذهنشان نسبت به هم درگیر باشد، نسبت به هم اختلاف داشته باشند، یا این باعث میشود که اصلًا فیض نیاید در آن مجلس، یا .... لذا ایشان بارها به افراد میفرمودند بروید بیرون، جلوی فیض دیگران را نگیرید، بروید بیرون از مجلس، بیرون بروید هر وقت مشکلتان را حل کردید بعد بیایید در جلسه، حتی جلوی خود من به بعضیهامیگفتند. یا اینکه اگر فیض آمد به این دو تا کار نداره، به این سه تا کار نداره، میآیدنسبت به افراد دیگر. لذا بارها میشدکه ما مشاهده میکردیم در آن موقع ومیدیدیم، یعنی دوستان میگفتند، هر دو اینهایک مطلب را در یک آن احساس میکردند! بعد به همدیگر چشمک میزدند! میگفت آره ما هم فهمیدیم، یا مثلًا، برای ما نقل میکردند. چرا؟ چون الان هر دو در یک جا قرار دارند، هر دو در یک سمت ایستادهاند، هر دو در یک افق در اینجا قرار دارند خب هر دو میگیرند، خدا که با کسی قوم و خویشی ندارد!
وقتی که آن فیضمیآید، نگاه میکند ببیند چه نفوسی مستعد است میرود همانجا، از آن نفوسی که مستعد نیست رد میشود و میرود، امواج رادیوئیرا دیدهاید؟ از دیوار رد میشود و به یک جا میرود، شما یک رادیو را وقتی که باز میکنید، موج اینجا هست، بسته به اینکه رادیو چیه، این موج میآیدو این رادیو شروع بکار میکند، آنطرف رادیوهم اگر رادیویی باشد دوباره میبینیدآن هم همین موج را گرفت.

