اهمیت اطمینان و ثبات قلبی در سیروسلوک
23باشد! خیلی آدم علافی باشد، خیلی آدم محملی باشد، مگه ما هم باید همینطور باشیم؟ آن که ساعت دو و نیمیا سه بعدازظهر برمیدارد تماس میگیرد، فکر نمیکند که آدم خواب است یا بیدار است؟ هی در در در در! آیا باید جواب این را داد؟ این به درد طویلهمیخورد! نه به درد یک ارتباط سالم و یک مکالمه مفید و ارتباط مفید.
این مسئله آمده زندگی همه را دستخوش تغییر و تحول قرار داده و باید به هوش بود، مواظب بود، شیطان فقط سراغ آنهایی که چادر ندارند نمیرود، سراغ چادر چاق چورها هم میآید، چطوری که آمده! سراغ آنهایی که اهل نماز نیستند فقط نمیرود، سراغ آنهایی که نماز شب هم میخوانندمیآید، سراغ همه میآید، فقط سراغ آن کسانی که در خیابان راه میروند نمیرود، سراغ معممش هم میآید، معمم! سراغ همه میآید و همه را هم از راهش، و همه را هم از راه خودش، قشنگ میآیدیکی را با یک شعر فکاهی، یکی را با یک شعر حکیمانه، یکی را با طنز و یکی را هم با صور مستهجن و یکی هم با روایت، با حدیث، با قرآن، با کلام خوب، کم کم کم کم، مثل اینکهیک چیزی دارد میشود، یک قضیهای مثل اینکه دارد اتفاق میافتد، هر کسی با جای خودش، هر شخصی را با راه خودش و با مسیر خودش و با همان وضعیتی که پیدامیشود.
تماس گرفته یکی به من،
آقا فلان شخص خیلی شخص خوبی است اشکال نداره که ما سوالهایمان را از او بکنیم؟
نخیر شما سوالاتتان را بروید از یک کس دیگر بکنید.
آخه کلام ایشان بیشتر به دل ما مینشیند!
آهان چی شد؟ بیشتر به دلت مینشیند؟ آن کسی که من تو را به او ارجاع دادم، هم سوادش بیشتر است و هم به مطلب بیشتر وارد است. چی شده که کلام او بیشتربه دلتمینشیند؟ چه قضیهای اتفاق افتاده؟ این خطر است، خطر اینجاست، این مسئله مسئلهای است که ما باید مواظب باشیم، یکی از این مسائل اگر اتفاق بیفتد چهل شبانه روز اگر ما نماز شب بخوانیم و دعا بخوانیم و ذکر بخواهیم بگوییم، همه را به باد میدهد! همه را به باد میدهد، انگار نه انگار که اصلًا مطلبی اتفاق افتاده، انگار نه انگار که مسئلهای اتفاق افتاده!

