اهمیت اطمینان و ثبات قلبی در سیروسلوک
6یکی از دوستان از قول یک شخص طبیبی بود که در همدان بود در همدان طبیب بود، طبیب قدیمیبود، نه از اینهایی که آمدهاند و عطاری درست کردهاند، نه! طبیب واقعی و درس خوانده و حاذق، خدا رحمت کند دو نفر بودند یکی به نام مرحوم آقا سید احمد علی خسروی اگر اشتباه نکنم، من هم دیده بودم ایشان را، یک دفعه هم پیشش رفته بودم ایشانمیگفت ما با یک شخصی اختلاف پیدا کردیم و قرار شد برویم دادگاه، شب قبل از اینکه برویم دادگاه یک ندایی رسید: ان اللَه شاء ان یراک محکوما خدا میخواهد تو را محکوم ببیند، صبح بلند شدیمبا خیالجمع، بلند شویم برویم، تمام شد، کارمان تمام شد، بلند شدیم و رفتیم و حق با ما بود، حق با ما بود، بلند شدیم و رفتیم در دادگاه و دادگاه هم ما را محکوم کرد و بلند شدیم رفتیم پی کارمان! خیلی راحت! نه اینکه حالا اخم بکنیم و نمیدانم چرا اینطورشد، بالا و پایین و بزنیمش ...، ان اللَه شاء ان یراک محکوم، باید محکوم بشوی! مگر قرار بر این است که همیشه انسان حاکم باشد؟ یک دفعه هم محکوم بشود! آرامش حاکم میشود باید آرام باشد، محکوم میشود باید آرام باشد، بالاخره این دنیا دست دیگری است، این تقدیر دست دیگری است، تدبیرش با دیگری است، و انسان باید به وظیفه خود عمل کند.
روایت دیگری از رسول خدا هست که میفرمایند: لولا تکثیر فی کلامکم و تمریج فی قلوبکم لرایتم ما اری و لسمعتم ما اسمع1 اگر زیادی سخن در گفتار شما نبود، زیادی سخن یعنی آدم بنشیندهی هر چه بخواهد بگوید، هر چه که دلش میخواهد بگوید، حرفهای کشک و بیخود و صدمن یک غاز، اگر زیادی سخن و گفتار در کلام شما نبود و اضطراب در نفس شما نبود آنچه را که من میبینم شما هم میدیدید، خیلی عجیب است! یعنی پیغمبر صلی اللَه علیه و آله میفرماید: آنچه را که من میبینم شما هم همان را میدیدید! و آنچه را که میشنوم شما هم میشنیدید، از حقایق عالم سَر در میآوردید، از مسائلش سردرمیآوردید، البته این مطالبی است که حالا انشاء اللَه در مجالس عنوان به طور مبسوط اگر خداوند توفیق بدهد به عرض رفقا و دوستان میرسانم، اینجا خب به عنوان خلاصه و مختصر عرض شد.
- تفسير الميزان، ج ٥، صفحه ٢٧٠

