اهمیت اطمینان و ثبات قلبی در سیروسلوک
اهمیت اطمینان و ثبات قلبی در سیروسلوک
18سؤال: شما بارها فرمودهاید که بمحض اینکه یک زن چون و چرا برای شوهر بیاورد باخته است و دیگر تمام اعمال او خراب و ضایعمیشوند، اگر حرف زور یا قضاوت ناصحیح باشد چه؟ چون من آنقدر ناامیدمیشوم که از اعمال واجبم فاصله میگیرم و فکر میکنم که وقتی اعمال من قبول نیست دیگر چرا باید انجام بدهم؟
جواب: خب ببینید این مطالبی را که ما عرض میکنیم اینها مطالبی است که از بزرگان شنیدهایم، انشاءاللَه از خودمان چیزی اضافه نکنیم، این مطالب مطالبی است که از ائمه راجع به اطاعت زن از شوهر رسیده و در همین موارد است که انسان باید صبر کند، من الانیک مثالی برای شما زدم، راجع به مرحوم آقا سید احمد خسروی که گفتم شب خواب دیده بود که به او میگویند که فردا تو در این محکمه محکوم خواهی شد، خیلی خب با آغوش باز رفت و پذیرفت و هیچ مشکلی هم پیشنیامد، خب حالا فرض کنید این شما هستید، چه خواهد شد؟ اگر خدا در خواب شما بیاید بگویدخانم فردا ساعت ١٠ شما با شوهرتان یک مشاجرهای خواهید کرد و در عین حال هم که میدانید حق با شماست شما با او دعوا نکنید که نخیر و اینطور نیست و تو بیخودمیکنی و تو فلان، خیلی خب حالا اگر قرار بشود خدا شب در خواب به شما بگوید که در این مسئله و در این قضیهشما ساکت باش! چه کار میکنید؟ همین کار را انجام بدهید! چه تفاوتیمیکند؟
خیال نکنید وقتی که انسان در این موارد ساکت شد باخته است، بله برده است، آن یکی باخته است، البته در خیلی موارد ممکن است انسان متوجه نباشد، شاید آن هم تقصیر ندارد، آن هم حق را به جانب خودش میداند و میگوید باید اینطور باشد.
حالا یک وقتی یک کسی هست اصلًا غرض دارد و مرض دارد هیمیخواهد با زنش یکی به دو بکند، خیلی خب حسابش جداست، در این موقع هم انسان بایدرعایت بکند، ولی گاهی اصلًا شخص خیالمیکند، تصور میکند که حق با او است و زنش اشتباه میکند، زن هم خیالمیکند که حق با اوست و مرد اشتباه میکند، هر دو با هم، خب در اینصورتیکی اینمیگوید، یکی او میگوید، یکی اینمیگوید، یکی او میگوید، یا اینکه نه یک جا باید این وسط قطع بشود، آنکه قطع میکند برده است، آنکه میآید اینغائله را ختم میکند برده است، آنکه میآید این وسط میگوید بسیار خب هر چه تو بگویی حق با تو است، آن یک پله آمد بالا، آن ماند پایین، این آمد بالا، آن پایین، خب چرا شما میگذارید آن بیاید بالا شما پایین بمانید؟ شما بیایید بالا، بگذارید آن پایین بماند، فرض بکنید که بله من گفتم و زنم را هم محکوم کردم: دیدی حق با من است؟ بسیار خب حق با شماست، انشاءاللَه در آینده روشن میشود و خدا روشن میکند که حق با شماست! من فعلًا حرف و صحبتی ندارم، شما یک پله بالا رفتید، و چه بسا همین روش موجب تنبه او هم بشود.

