اهمیت اطمینان و ثبات قلبی در سیروسلوک
اهمیت اطمینان و ثبات قلبی در سیروسلوک
20این قضیه که بنده نقل میکنم شاید چهارده سال یا دوازده سال بعد از این واقعه بوده، دوازده سال هم پیش مرحوم آقای حداد بودند تا این قضیه اتفاق افتاد و بعد از این هم بودند، منتهی این قضیهرا که میخواهم نقل بکنم این است، این دوازده سال را به اضافه آن چهارده سال بکنیدمیشود ٢٦ سال، یاچهارده سال است که ٢٨ سال است، یا اینکه دوازده سال است که ٢٦ سال است، علی کل حال از ٢٦ سال کمتر نیست، قطعاً نبوده، بلکه بله، همان ٢٧ سال بوده، چون سن من در آن موقع ١٣ سال بود، ٢٦ یا ٢٧ سال بوده، بعد از ٢٧ سالیک بار ایشان که از سفر کربلا آمدند ایران، بعدازظهری بود که یکی از دوستانشان که هنوز در قید حیات است، آن موقع من یادم است که آمد برای دیدن ایشان، سؤال کرد که حال آقای حداد چطور بود؟ ایشان فرمودند چه میگویی آقا؟ چه میگویی آقا؟ چه میگویی؟ ما امسال یک مسئلهای را این بار از ایشان دیدیم، یک قضیهای را دیدیم، که کمیاز بسیار از بسیار از بسیار از بسیار، چند دفعه هی گفتند از بسیار آن را، کمیاز آن را برای آقای سبزواری که ایشان از یکی از بهترین شاگردان مرحوم آقای انصاری بوده، که او هم آمده بوده از ایرانبه کربلا و اتفاقاً او هم ظاهراً در منزل خود مرحوم حداد یا در آن منزل بوده یا نبوده، آن هم با اهل بیتش آمده بوده در آنجا، برای او که نقل کردم تا یک هفته گیج شده بود، گیج بود!
ولی برای فلانییک شخص دیگر، نقل کردم او گفت مطلب همین است، یعنی ایشان بعد از ٢٧ سال هنوز علم و اطلاع به ولی خدا پیدا نکرده بود. کی؟ مرحوم آقا! نه بنده و امثال بنده! توجه میکنید؟ روایت عجیبی امام رضا علیه السلام دارد در بحث امامت که کجا میتوانداوهام عقول شما برسد به آن چه را امام علیه السلام رسیده، البته ولی خدا خب در یک مرتبه پایینتر و زیر سایه امام است.

