اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وحی و اقسام و مراتب آن

0

حقیقت وحی و اقسام و مراتب آن

3
  • فرض کنید که وقتی که انسان بر سر یک دو راهی گیر کرده و شک دارد که این عمل را انجام بدهد یا آن عمل، آن راه باطن می‌آید و به انسان نشان می‌دهد که باید آن عمل را در پیش بگیری و آن کار را انجام بدهی، و انسان می‌بیند که عجب! این مسئله درست بوده و در مقابلش هم این طرف است. در مقابلش هم آن شخصی که در راه نباشد و مسیرش مسیر صحیح نباشد آن چیزی که به ذهنش می‌آید، این‌طرف نمی‌آید آن‌طرف می‌آید، [می‌گویدبرو] این کار را بکن.

  • ببینید دو نفرهستند هر دو در یک‌جا هستند، هر دو در یک مکان هستند، هر دو در تحت یک تربیت هستند منتهی به واسطه اختلاف در سلیقه، اختلاف در افرادی که با آنها ارتباط دارند، دو طرز فکر برای آنها پیدا می‌شود. ما در طرز فکری که برای اینها پیدا می‌شود، از عملکرد خارجی آنها می‌فهمیم که این وضعش چطور است و آن وضعش چطور است، از نحوه جهت‌گیری آنها! فرض کنید که دو نفر هستند هر دو برای یک قضیه می‌خواهند رأی بیاورند و باید به‌آنها رأی داد، دو نفرند، سه نفرند، ده نفرند، هر چندتا هستند، شما نگاه می‌کنید می‌بینید که یکی می‌رود پشتیبانی از یک نفر را می‌کند و می‌گوید که باید که از این پشتیبانی کرد و به دنبال این رفت. آن یکی می‌گوید که نه باید از این پشتیبانی کرد. نفر سوم می‌گوید اصلًا از هیچکدام، نه این نه آن، به طور کلی هیچکدام. از کیفیت جهت‌گیری شما می‌فهمید این الان در چه افقی است و آن الان در چه افقی است، آن شخص سوم که می‌گوید نه آقا نه این نه آن هیچکدام، برای چه؟ هم این غلط است هم آن غلط، این در چه قضیه‌ای دور می‌زند.

  • لذا درباره خود افراد و کسانی که به دنبال کار خلاف می‌روند و عمل خلاف را انجام می‌دهند هم داریم که‌ إِنَّ الشَّياطِينَ لَيوحُونَ إِلى‌ أَوْلِيائِهِمْ‌ الأنعام، ١٢١ شیاطین می‌آیند به طرفداران خودشان، به باند خودشان از آدمیزادها، از انسان، شیاطین انس، می‌آیند و وحی می‌فرستند. پس وحی حتماً این نیست که برای خدا باشد، هم وحی الهی داریم، که وحی است برای انبیاء؛ وحی است برای اولیاء؛ وحی است برای صالحین؛ وحی است برای زنبور عسل. در آیه قرآن داریم‌ وَ أَوْحى‌ رَبُّك إِلَى النَّحْلِ‌ النحل، ٦٨ خدا به زنبور عسل وحی می‌فرستد که برو این کار را بکن. این‌که زنبور عسل گُل بد را نمی‌خورد؛ این‌که زنبور عسل جای بد نمی‌رود؛ این‌که زنبور عسل می‌رود بهترین را انتخاب می‌کند، این‌که زنبور عسل می‌آید و دارای این شکل و این کیفیت با این خصوصیات زندگی می‌کند و این نتیجه و آثارش را ارائه می‌دهد، این‌ها را از منزل خاله‌اش که نیاورده، بله!؟ چه کسی به او گفته برو این کار را بکن؟ چه کسیبه او گفته‌ برو خانه این‌طوری بساز؟ چه کسیبه او گفته برو پیش این گُلها؟ چه کسیبه او گفته فرض بکنید که در یک همچنین فضایی، در یک همچنین شعاعی بیا و یک همچنین کاری انجام بده، چه کسیبه او گفته وقتی که می‌خواهی این شهد را بخوری همراه با او یک ماده آنتی‌بیوتیک هم تزریق کن که این ماده هیچ وقت خراب نشود، این‌ها را چه کسیبه او گفته است؟ این‌ها را خدا گفته است، خدا در فطرت او این مسئله را به ودیعه نهاده است.