
منطق متعالی اسلام در برابری انسان ها
منطق استعمارگران و مستکبران مدّعی دیپلماسی مبنی بر غلبۀ زور و قدرت. تقوا ملاک برتری در اسلام. علّت اختلاف نژاد و تفاوت انسانها. تقابل ملاک برتری در اسلام با منطق اهل دنیا. معنای عقل در منطق رسول خدا. امر پیغمبر به ازدواج دختر عمّۀ خود با غلام آزادشدۀ خودشان برای هدم سنّت جاهلی تبعیض طبقاتی. مبارزۀ پیغمبر با سنّت جاهلی ربا، و شروع آن از عمویشان. شروع مقابلۀ پیغمبر با سنن جاهلی از نزدیکان خود. تشریع حکم جهاد براساس رحمت واسعۀ الهی. دستور اسلام به مراعات حقوق همۀ مرتبطین با انسان حتّی حیوانات. منافات منطق فردگرایانۀ مادّیون، با وجدان و فطرت انسانی. اساس عالم خارج بر ارتباط بین افراد و موجودات. علّت افضلیّت قرآن و سیرۀ پاک رسول خدا بر سایر ادیان و کتب آسمانی. گسترش جهانی اسلام بدون دخالت قدرت نظامی. سبب تشریع حکم بردهداری در اسلام. گسترش اسلام بهواسطۀ منطق و روش و اخلاقیّات متعالی آن. دستور اسلام به انقاق از روی خلوص.
منطق متعالی اسلام در برابری انسان ها
3خیال نکنید این کسانی که آمدند و تمام دنیا را یک لقمۀ خودشان کردند، آدمهای وحشی هستند؛ نه، اینها روی دیپلماسی و حسابهای دقیق و روی منطقاند، ولی منطقشان همین منطق است!
هیتلر در نطقهای جوانیاش میگوید:
ما زور داریم و زور را باید إعمال کنیم و براساس اینکه زور و قدرت داریم، بایستی بر سر هر بیچارهای که زورش از ما کمتر است، بکوبیم! برای اینکه نظام طبیعت بر غلبۀ قدرت است و اگر ما قدرت خودمان را إعمال نکنیم، کمکم همان حیوانات وحشی بر ما مسلّط میشوند و ما را پاره میکنند؛ آنوقت اگر حساب زور نباشد، حشرات هم بر آن حیوانات وحشی مسلّط میشوند و حیوانات وحشی را میخورند، و در عاقبت کار دیگر در عالم چیزی نمیماند مگر میکربها!1
و آنوقت با گاز، تنورهایی از آتش درست میکردند و مردم را در آن تنورها خفه میکردند و اجسادشان را به کارخانهها میدادند و از روغن سرِ افراد و اجساد، صابون میساختند، و از تمام بدن انسان حتّی از فضولات انسان هم استفاده میکردند!2 بر اساس اینکه: «قدرت داریم و بایستی بر سر هر بیچارهای که زورش از ما کمتر است، بکوبیم!» این کارها را میکردند؛ امّا این حرف غلط است!
تقوا ملاک برتری در اسلام
پیغمبر صلّی اللَه علیه و آله و سلّم فرمودند:
لا فضلَ لعربیٍّ علیٰ عَجمیٍّ و لا لعجمیٍّ علیٰ عَربیٍّ إلّا بالتّقویٰ!3
«(ای مردم! من که پیغمبر شما و عرب و از قریش هستم، خیال نکنید که فخری بر سایر نژادها دارم، من هم مثل شما هستم!) عربی یا عجمی بودن، فخری بر هم ندارد! (و عناوینی است که خداوند برای تمایز و شناخت قبایل و افراد قرار داده است.)»
اینکه خداوند یکی را قد بلند کرده است و یکی را قد کوتاه، یکی سفید شده و یکی سیاه شده است، برای شناخت است. اگر بنا بود همۀ مردم یک شکل، یک رنگ، یک صورت و یک قد بودند، دیگر شناخته نمیشدند!
«در روز قیامت هیچکس نمیتواند بر دیگری فخریّه بفروشد، مگر آن کسی که متّقیتر باشد؛ (یعنی پاکتر و صافتر باشد و براساس عقل حرکت کرده و به مقصد رسیده باشد.)»
- نور ملکوت قرآن، ج ٣، ص ١٤٣، به نقل از Hitler's Table Talk، تألیف Trevor Raper.
- .قابل ذکر است که نظرات مختلفی پیرامون این مسئله وجود دارد؛ رجوع شود به فاتحین جهانی خیانتکاران حقیقی جنگ، اوئیس مارشالکو، ترجمه: عبدالکریم گواهی، ص ١٧٩؛ اطاقهای گاز در جنگ جهانی دوّم، واقیّعت یا افسانه، روبر فورسیون، ترجمه: سیّد ابوالفرید ضیاءالدّینی، ص ١٧٩؛ یهودی سوزی: افسانه پردازی صهیونیسم، احمد عباسی. (محقّق)
- معدن الجواهر، کراجکی، ص ٢١.
