
اهمیت پرداختن به عیوب و نقائص خود
موضوع: بیاناتی پیرامون حديث (كفي بالمرء شغله بمعايبه عن معايب الناس) 1 توضيحی در رابطه با حديث (كفي بالمرء شغله بمعايبه عن معايب الناس). 2 مرحوم علامه طهرانی ميفرمودند: سالك كسي است كه در حركت به سوي خدا چشم از غير ببندد و فقط متوجه خود و حالات خود باشد . 3 سيره علامه طباطبائي رضوان اللَه عليه در نجف و نحوۀ سلوك ايشان. 4 راه خدا مسیر ،گذشت از خود و چارهجويي در جهت رفع نقائص و رسيدن به معرفت است. 5 كيفيت سير و سلوك مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه.
اهمیت پرداختن به عیوب و نقائص خود
5در زمان مرحوم آقای حداد رضوان اللَه علیه من این موضوع را كاملا تجربه كردم. من آن موقع كه خدمت ایشان میرسیدیم سنّمان حدود هفده، هجده سال بود، من بعد از هجده سالگی دیگر ایشان را ملاقات نكردم و زیارت نكردم. در سفری كه كربلا مشرف شده بودم در آن موقع، میدیدم بعضی از شاگردان ایشان دائما از این و آن حرف میزنند: فلانی این طور است، راهش خلاف است، فلانی این طور میكند، فلانی آن طور میكند.
اما من این مطالب را از مرحوم آقا نمینشینیدم، مرحوم پدر ما شاگرد سلوكی مرحوم حداد رضوان اللَه علیهما بود. من میدیدم ایشان میآید مؤدب دو زانو مینشینند مقابل آقای حداد و سراپاگوش هستند و سراپا توجه هستند و سراپا انگار تمام وجود خود را در اختیار ایشان قرار دادهاند. خب اگر قرار بر دخالت در مسائل این و آن باشد كه خب پدر ما كه ... بود در این كارها. ایشان هم عالم بود هم به جریانات مطلع بود ولی من میدیدم تمام هدف و تمام قصد مرحوم آقا این است كه خدمت آقای حداد برسند و دو كلمهای را ایشان بگویند و ایشان كاملا حواس خود را متوجه كند و او را ببیند و بعد میدیدم ... یادداشت میكردند به طوری كه الان در نوشتهجات ایشان ما كلماتی را میبینیم كه از مرحوم آقای حداد شنیدهام، حكایاتی، كلمات اخلاقی، كلمات عرفانی الان در نوشتهجات ایشان [هست.] چرا ایشان این كار را میكرد؟ چون درد داشت، مریض بود، به دنبال درمان بود. بر مرض و بر درد خود هوشیار بود اما افراد دیگری نه، دائما میآمدند" این، این كار را كرد؛ آن، آن كار را كرد"،" این فلان كار را كرد، این پشت سر او این حرف را زد" و این همان كسی است كه در روح مجرد مرحوم آقا میفرمایند كه آقای حداد دیگر او را برای همیشه طرد كرد. این آدم، این درد سلوكی است كه اینطور است. این آدم متوجه عیب و نقص خودش نیست، او [مرحوم آقا] میرود و به سرحدّ كمال میرسد و میشود عارفی كه هر كلمهای از كلمات او و هر عبارتی از عبارات او اشارهای است و منبّه و مذكّر است و این شخص در آخرالامر مطرود میشود و به جهنم و به وادی هلاكت سقوط میكند. این این طور و آن آن طور. این ها تمام برای ما عبرت است، برای ما اینها منبّه است.
