
فلسفه عید غدیر و اهمیت احیاء نام امیرالمومنین در آن
موضوع:اهمیت عید غدیر وبیان فلسفه اعیاد اسلامی 1 اهميت غدير و بر پا كردن جلسات و احياء نام اميرالمؤمنين عليه السلام در ايّام غدير. 2 تلاش امام حسين عليه السلام بر احياء اسم امیر المومنین علیه السلام در زمان خودشان. 3 تلاش عبدالسلام عارف رئيس جمهور عراق بر احياء بني اميه و امحاء تشيع، و منفجر شدن هليكوپتر او و كشته شدنش. 4 فرمايش پيغمبر صلي اللَه عليه و آله و سلم: يا عليّ مثلك مثل الكعبة تطاف و لا تطوف. 5 فلسۀ عيد گرفتن عيد قربان. 6 فلسفۀ عيد فطر. 7 اختلاف شيعه و سنّي در فروعات نيست. 8 كمال بدون ولايت محال است.
فلسفه عید غدیر و اهمیت احیاء نام امیرالمومنین در آن
توضیحات:
موضوع:اهمیت عید غدیر وبیان فلسفه اعیاد اسلامی 1 اهميت غدير و بر پا كردن جلسات و احياء نام اميرالمؤمنين عليه السلام در ايّام غدير. 2 تلاش امام حسين عليه السلام بر احياء اسم امیر المومنین علیه السلام در زمان خودشان. 3 تلاش عبدالسلام عارف رئيس جمهور عراق بر احياء بني اميه و امحاء تشيع، و منفجر شدن هليكوپتر او و كشته شدنش. 4 فرمايش پيغمبر صلي اللَه عليه و آله و سلم: يا عليّ مثلك مثل الكعبة تطاف و لا تطوف. 5 فلسۀ عيد گرفتن عيد قربان. 6 فلسفۀ عيد فطر. 7 اختلاف شيعه و سنّي در فروعات نيست. 8 كمال بدون ولايت محال است.
فلسفه عید غدیر و اهمیت احیاء نام امیرالمومنین در آن
11فرق بین تشیع و بین اهل سنت فرق در افعال نیست، افعال قابلیت ندارد برای این كه این اختلاف فاحش را به وجود بیاورد. مسأله، مسأله حقیقت است، مسأله مسأله واقعیت است.
مسأله این است كه نظام عالم، نظام تكوین و نظام تربیتی بر این اساس قرار گرفته است كه اگر یك كسی میخواهد این مسیر تكامل را طی كند باید از این دریچه حركت كند. باید از این در داخل بشود، از پشت بام راه نمیدهند، با سنگ میزنند؛ از دیوار اگر كسی بخواهد در منزل بیاید، پرت میشود پایین از بین میرود. خداوند باب گذاشته است، در گذاشته است باید از این در وارد شد. این در چیست همین مجرای فیض است دیگر.
مجرای فیض یعنی آن حقیقتی كه موجب اتصال انسان است به مبدأ و به پروردگار، آن حقیقت چیست؟ امیرالمؤمنین علیه السلام است. پس حالا متوجه میشویم یا علی مَثَلُكَ مَثَلُ الْكَعْبَة یعنی چه. یعنی علی تو نباید سراغ مردم بروی، مردم باید بیایند سراغت. به هر مقدار كه ما خود را در تحت امیرالمؤمنین قرار دادیم، در تحت ولایت قرار داردیم، به همان مقدار بهره بردیم، به همان مقدار. یك دانگ از خودمان را گذاشتیم امیرالمؤمنین هم یك دانگ میگذارد، دو دانگ گذاشتیم دو دانگ میگذارد، سه دانگ گذاشتیم سه دانگ میگذارد.
یكی از بزرگان بود در زمان مرحوم آقا خدمت ایشان میرسید و از ایشان دستور میگرفت و اینها و بعد هم خدا رحمتشان كند، ایشان به شهادت رسید؛ إن شاء اللَه خداوند بر درجات ایشان اضافه كند.
من اواخر [زمان شاه] ... تقریبا قبل از انقلاب بود، تقریبا یك چند ماهی مانده بود به انقلاب، من یك شب یك خوابی دیدم. خواب دیدم ایشان پیش مرحوم آقا نشسته ولی انگار خلاصه آن طور كه باید و شاید تسلیم نیست، نحوه صحبتش نحوه برخوردش قدری تفاوت دارد. به مرحوم آقا عرض كردم كه آقا ما دیشب یك خوابی دیدیم، ایشان فرمودند: بله درست است، ایشان یك دهم از خود را در اختیار ما قرار داده، یك دهم قرار داده به این جا رسیده، خدا میدانست اگر ده دهم آن را میگذاشت چه میشد درست شد؟
