اعتدال در سلوک
15من معاینهاش كردم دیدم نه، قلبش درد نمیكند؛ ناراحتی معده دارد منتهی فشار میآورد به این ناحیه دیافراگم و قلب و قلب درد میكند ولی اصل ناراحتی معده است. داروی معده به او دادم، میگفت برحسب اتفاق فردا رفتم داروخانه امام رضا در مشهد در آن فلكه جنب بیمارستان امام رضا، میخواستم یك دارو بگیرم دیدم اتفاقا آن خانم كه دیروز مریض ما بود آمده در آن جا و دارد جر و بحث میكند با آن مسئول و اینها صحبت میكند. یكدفعه مسئول صدایش زد گفت آقای دكتر بیایید اینجا ایشان مریض شما هستند و نسخه شما [دستشان است]. نگاه كردم گفتم بله شما دیروز آمدید، گفت ایشان به ما میگوید كه دكتر نفهمیده من قلبم درد میكند برداشته دوای معده داده، شما دوای قلب به من بده، چیز بده! عرض كنم حضورتان كه حالا چكار كنیم با این؟ گفتم كه خانم من دكتر هستم تشخیص دادم از معده شما است قلبتان نیست اما در عین حال اگر میخواهید داروی قلب بخورید بسیار خب این قفسه از بالا تا پایین داروی قلب است هر كدام را میخواهید بگویید برایتان تجویز كنند و به هر مقدار هم كه میخواهید میل كنید!
مشكل این جا است كه ما میخواهیم سر خود یك عملی را انجام بدهیم، سر خود میخواهیم یك كاری را بكنیم به خیال و به هوای اینكه ما میخواهیم پیشرفت كنیم در حالی كه پیشرفت نمیكنیم. وقتی كه من امروز داشتم در راه میآمدم با خودم گفتم كه چه مطلبی را امروز خدمت سروران خودم عرض كنم این مطلب به ذهنم آمد كه این قضیه را خدمت شما عرض كنم.
استاد مرحوم آقا مرحوم حاج شیخ محمد جواد انصاری؛ آقازاده ایشان برای من نقل كرد كه یك رابطهسببی هم ایشان با ما دارند. ایشان میگفتند كه در بعد از فوت مرحوم آقای انصاری، تكفل اولاد صغار ایشان برعهده ما بود، وقتی كه ایشان از دنیا رفتند بچه های كوچكی از مرحوم آقای انصاری باقی مانده بود و بچه هایی كه شاید سنشان دو سال، یك سال در این حدود بود از ایشان باقی مانده بود و با وجود اینكه ایشان مایل نبود در همدان بماند و قصد مسافرت به سایر شهرها را داشت به خاطر تربیت و به خاطر رعایت این بچه ها در همدان میماند و تكفل آنها را به عهده میگیرد. تا این كه یك سفری ایشان میكند برای عتبات این قضیه را ما از خود مرحوم آقا رضوان اللَه علیه شنیدیم در وقتی كه ایشان داشتند به عنوان تذكر این مطلب را به پدربزرگ ما كه ایشان هم از دنیا رفتند داشتند برای ایشان این

