اعتدال در سلوک
19مُمضی باشد و مورد رضای الهی باشد؛ این است. و حالا در هر كجا كه میخواهد این مسأله تحقق پیدا كند. درست شد این مسئله است. یعنی دست كشیدن به سر یك بچه، تربیت یك بچه، رعایت احوال او را كردن، اینست كه انسان را رشد میدهد، اینست كه انسان را بالا میبرد.
ما به خیال خود تصور میكنیم كه اگر در آن شرایط قرار بگیریم سعه ما بیشتر میشود، ارتقاء ما بیشتر میشود، حالات ما بهتر میشود، واردات ما قوی تر میشود ولی مسئله این طور نیست. آنجا حسابش با اینجا فرق میكند و مسائل جور دیگری در آنجا ارزیابی میشود مسئله از این قرار است.
خداوند متعال ما را مكلف كرده است بر اینكه زندگی تشكیل بدهیم و بر اساس زندگی سیر و سلوك داشته باشیم. اگر سیر و سلوك بهتر و مفیدتر از تشكیل زندگی بود برای انسان، خب پیغمبر امر به ازدواج نمیكرد این همه روایاتی كه راجع به ازدواج است به خاطر چیست؟ به خاطر اینست كه پیغمبر یك منافع و مسائلی را میداند كه آن مسائل بدون ازدواج برای سالك پیدا نمیشود. باید سالك ازدواج كند، البته ازدواجی كه بر اساس اسلام باشد نه این كه خواستهای مادی و دنیوی در آن مطرح باشد، نه؛ تمام آن موجب بُعد است. ازدواجی كه بر اساس اسلام است كه زن اطاعت شوهر را باید بكند و شوهر باید به تكالیف شرعی خودش نسبت به زندگی عمل كند، تمام اینها در جهت اعتدال سلوكی سالك قرار میگیرد و سالك را به جلو میبرد، این مسئله مهم است. یك وقتی ما كاری انجام ندهیم كه به خیال خود قدمی بر میداریم و راهی میرویم اما بعد مشخص بشود كه نه اینها همهاش خواب و خیال بوده، اینها اثری خیلی نداشته.
یكی از مسائلی كه مرحوم آقا بسیار نسبت به او حساس بودند این بود كه زندگی یك سالك زندگی یك انسانی كه دارد به طرف خدا میرود فرق نمیكند چه مرد و چه زن این زندگی به واسطه بعضی از افراط ها یا به واسطه بعضی از تفریطها این دچار نوسان نشود. خیلی ایشان حساس بودند.

