اعتدال در سلوک
21ممكن است برای انسان پیدا بشود آن وقت افراط در اینها موجب میشود كه خدای نكرده یك مشكلاتی را در زندگی را به وجود بیاورد و برای طرفین این مسأله مشكل ساز باشد.
بارها میشد مرحوم آقا به دوستانشان تذكر میدادند كه شب دیر به منزل نروید به مردها میگفتند شب زود در منزل باشید. وقتتان را بیخود به این طرف و آن طرف نگذرانید از سر كار كه برمیگردید بروید در منزل، نگویید كه حالا كه از سركار برمیگردم میروم یك جا مینشینم یك ساعت، دو ساعت، سه ساعت هر وقت كه شد ساعت یازده دوازده یك میروم در منزل، نه اینها ضرر دارد، خوب نیست و مشكلاتی را ممكن است به وجود بیاورد، بالاخره انسان در یك شرایط خاص و در یك ضوابط خاصی قرار دارد، از آن شرایط و ضوابط اگر تخطی بشود این قضیه از اعتدال بهم میخورد و نمیشود این طور باشد. خود ایشان میفرمودند بعد از زمان مرحوم آقای انصاری یكی از شاگردان ایشان نسبت به این مسأله كم توجه كرد و با اینكه او حكم رفیق ما را داشت و با اینكه ما به ایشان تذكر دادیم ولی درعین حال این خیلی توجه نمیكرد، با دوستانش میگذراند، تا ساعت دوازده شب بیرون بود، به اشعار خواندن شعر حافظ و اینها مشغول بودند و چه و چه و چه. كم كم یك مشكلاتی در خانواده او به وجود آمد كه مجبور شد عیالش را طلاق بدهد خب حالا این مسأله گناهش بر عهده كیست؟ این جریاناتی كه پیش آمد بر عهده كیست و كی مسئول است؟ شوهر مسئول است چون كوتاهی كرده است و عمل نكرده است و همین طور به امید خدا اینها را رها كرده ولی مسئولیت دارد.
یكی از افرادی كه من خودم میدانم كه زندگی آنها به هم خورد و از شوهرش جدا شد و الان چند سال است؛ سه یا چهار سال است كه بطور كلی متاركه هستند، این علتش این است [بود] كه ایشان نسبت به مسائل زندگی و نسبت به تعهداتی كه نسبت به [شوهر] و فرزندانش دارد ایشان كوتاهی میكرد و به ذكر و عبادت و نماز و كذا و ارتباط با رفقا و بیایند افراد در منزل و بروند و جلسه بگذارد و این بیاید و آن برود و ... نمیشود كه این طور! یك مقدار از زندگی به این مسأله مربوط است و زندگی جهات دیگری دارد، رسیدن به مسائل زندگی، رسیدن به مسائلی كه لازمه تداوم زندگی است، مربوط به شوهر، مربوط به فرزندان و مربوط به عائله تمام اینها شرایط راهیابی به آن مقصد و مقصود به حساب میآید نه این كه جدا [است.] اگر ما شرایط و خصوصیات رسیدن به كمال را سدّ به حساب بیاوریم ده

