
اهمیت جایگاه عقل در مسیر سیر و سلوک
موضوع: سلوک عقلانی 1 سلوک یعنی انجام همه مراتب تکلیف در مرتبه و جایگاه خود. 2 بیان کیفیت ملاک عقل در مکاتب مختلف. 3 سفارش پیامبر اکرم به امیرالمؤمنین علیه السلام در رابطه با پیمودن راه خود بواسطۀ تبعیت از عقل. 4 ملاک قرب و بعد در اعمال انسان فقط نیت است و زیادی و کمی عمل هیچ ارتباطی در آن ندارد. 5 نافرجامی سردمداران مشروطیت بواسطه عدم بصیرت و بینش نسبت به قضایا. 6 تشبیه حضرت آیت اللَه کشمیری نسبت به قضایای مشروطه. 7 مرحوم علامه طهرانی می فرمودند: وارد شدن در مسائل اجتماعی و حکومتی بدون اتّصال به امام زمان علیه السلام و یا ولیّ زنده متصل به آن حضرت غیر از هلاکت مسیری برای او متصوّر نمی باشد. 8 مسیر عقل تنها مسیری است که شیطان به هیچ وجه نمی تواند بواسطه آن در انسان نفوذ کند. 9 منظور و مقصود از عقل و هدایت باطنی چه می باشد 10 خواب و مکاشفه به هیچ وجه نمی تواند دلیل و حجّت بر امور و مسائل باشد.
اهمیت جایگاه عقل در مسیر سیر و سلوک
3بنابراین عمل انسان در صورتی میتواند مقرِّب باشد كه با موازین تطبیق كند بعضیها دارای جار و جنجال و سر و صدا هستند ظهورشان خیلی خوب است بیاو بروی آنها خیلی خوب است داد و بیداد آنها خیلی خوب است نمودشان در اجتماع خیلی خوب است مردم تعجب میكنند! بَه بَه چقدر این شخص فعالی است! چقدر دارد كار میكند! چقدر دارد زحمت میكشد! چقدردارد به تلاش میافتد زندگیش را این طور میكند منزلش را در اختیار قرار میدهد امكاناتش را در اختیار قرار میدهد ولی ممكن است آن باطن و آن حقیقت و آن نفس خیلی با عمل ظاهر تطبیق نكند و در این جا آن چه كه برای انسان مهم است او عبارت است از ملاك. این كه این عملی كه دارد انجام میشود روی چه ملاكی است و این شخص كه دارد این عمل را انجام میدهد بر اساس چه ملاكی دارد انجام میدهد؟ آیا واقعا به كنه مسئله رسیده؟ بر همهزوایا اشراف پیدا كرده یا نه؟
ببینید در جریان مشروطه مسئله مسئلهخیلی مهمیبود بزرگانِ از شیعه و از فقها و از مراجع مانند مرحوم آخوند خراسانی مرحوم آخوند ملاصالح مازندرانی و همین طور مرحوم شیخ فضل اللَه نوری در اوایل كار اینها به دنبال مشروطه بودند دیگر و تعقیب میكردند این مسائل را، همه را پیگیری میكردند ولی مطلب این بود كه آیا آنها كه به دنبال این مطالب بودند آیا از آن بینش و بصیرت كافی كه در پشت این قضیه چه مسائلی دارد میگذرد، نسبت به این هم برخوردار بودند؟ آیا احساس میكردند كه یك دستی، دست استعمار، دارد این قضایا را میگرداند و این جریانات را به وجود میآورد و با برنامههای حساب شده و دینی، خیلی عجیب است! در جریان مشروطه تمام برنامههای اغفال كننده، مسائل دینی بود دیگر. ظلم از یك طرف روشن، اجرای عدالت واضح، تعدّی كه بر مردم از طرف حكام قاجار میشد این تعدّی روشن بود واضح بود. اما صحبت در این جا این بود كه چه كسی برای مردم ایران دل میسوزاند؟ انگلیس دارد دل میسوزاند؟ روس دارد دل میسوزاند؟ هزار سال میخواهد نسوزاند! شما چه كاره هستید كه دارید برای ایران و مردم تكلیف تعیین میكنید؟ قاجاریه ظلم میكند به شما چه مربوط است؟ بله؟
