اهمیت نگاه توحیدی داشتن نسبت به همه امور
13بالیمین ثم لقطعنا منه بالوتین وتین این رگ گردن را میگویند این رگ نخاع، آن اعصاب را میگویند، آن را قطع میكنیم مانند مرده او را میاندازیم در روی زمین و هیچ كسی نمیتواند جلوی اراده ما را بگیرد. این معجزه قرآن است
اصلا اسلام به خاطر این مسئلهاش مطرح است. ما كه اسلام را پذیرفتیم به خاطر ویژگیهای آن است یعنی در اراده پروردگار هیچ كس نمیتواند بایستد در كنار قدرت پروردگار هیچ كس نمیتواند عرض اندام كند این از پیغمبرش، بقیه خود دانند. مسئله این است. این مطلب اگر محقق شد این مطلب فطرت اگر محقق شد انسان به آن فطرت اولی میرسد، به آن فطرت اولی. و اگر انسان بخواهد نه! از خودش كم و زیاد كند حرف را عوض و بدل كند آن چه را كه میخواهد، از آن كنارها، این طرف و آن طرف یك قسمی، مطلب را برگرداند! كی ضرر كرده؟ خودش ضرر كرده. چرا؟ به هر قدمیكه ما بیاییم از آن فطرت دور شویم به همان قدم یك دری از سعادت را به روی خودمان بستیم حالا این گوی و این میدان. مگر ما چقدر عمر میكنیم؟ مگر چقدر برای ما ...؟
در یك روایتی [هست كه] شخصی آمد خدمت امام سجاد علیه السلام و از احوالش شكایت كرد حضرت او را نصیحت كردند منتهی یك نصیحتی كه برای او كارساز باشد، نیامدند حضرت به او بفرمایند حالا عیب ندرد، بر این حالت صبر كن، خدا به تو اجر میدهد [كه] آن شخص خیال كند كه بله! بسیار خب! حالا ما بر این صبر میكنیم اجر در پرونده ما نوشته میشود و چه میشود. حضرت آمدند اصلا ریشهای قضیه را درست كردند. گفتند تو چه داری میگویی؟ تو داری از حالت شكایت میكنی؟ ای مسكین! تو الان به سه مطلب مبتلا هستی كه هر كدام از این ها اكتفا میكند كه به او بپردازی. مسئله اول این كه خداوند یك عمری به تو داده است كه هر روز كه دارد از این عمر تو كم میشود دیگر چیزی جایگزین آن نیست. دیروز ما رفت دیگر نمیتوانیم برگردانیم، باید ببینیم به چه گذراندیم دیروز را؟ ولی آن دیروز رفت. وجود در هر مرتبهای یك حصه خاص به خود دارد كه آن حصه دیگر قابل رجعت نیست. بله ممكن است انسان توبه كند ممكن است انسان برگردد ولی به آن حصه دیگر نمیرسد آن از دست رفت. حضرت میفرمایند یك روز از عمر تو رفته، در حالی كه مردم برای آن چه كه غم میخورند آن عبارت است از درهم و دینار. و درهم و دینار برمیگردد ولی آن روز گذشته كه دیگر برنمیگردد، دیگر برنمیگردد.

