اهمیت نگاه توحیدی داشتن نسبت به همه امور
21حداد آمدیم بیرون به اتفاق ایشان، رفتیم بیرون سبزی بخریم یك چیزی برای ناهار بخریم یك مقداری میوه بخریم، اول برویم حرم زیارت كنیم و بعد هم برمیگردیم نزدیك ظهر بود یك چیزی بگیریم و بیاییم، آمدیم بیرون، گفت فلانی بیا قبل از این كه حرم برویم، برویم استرالیا در فلان جا یك گشت بزنیم و برگردیم! گفتم نه من اهل این حرفها نیستم! گفت نه عیب ندارد به كسی نمیگوییم! گفتم نه اول برو به آقای حداد بگو بعد هر جا ما را خواستی ببر، این طرف ببر آن طرف ببر كره ماه هم ببری [میآیم] هر چه اصرار كرد، نیم ساعت بیشتر نمیكشدها! یكربع میرویم ده دقیقه برمیگردیم! از این كارها میكردها! تازه این كمترین چیزی بود كه من به شما گفتم، چیزهای دیگر را نمیگویم كارهای دیگر كه میتوانست بكند نمیگویم. ولی همان موقع در سن هفده سالگی، كمتر از آن سن، میدانستم انجام دادن این مسائل و این كارها بدون نظر استاد خلاف است. نرفتم، گفتم نمیآیم. گفتم برویم سبزی بخریم بیاییم این كارها چیست و خب چه میشود؟ میآید جلو. اینها تمام به خاطر این است كه این آقا به جای این كه به خودش بپردازد به مسائل دیگر دارد میپردازد به آن چیزهای دیگر دارد میپردازد به مسائلی كه برخلاف حركت [و] سیر تكاملی نفسش است دارد میپردازد و این نكته نكته مهمیاست.
نكته مهم این است كه انسان ببینید آن چه كه را برای او، برای حركت او مفید است آن را اختیار كند و مسائل دیگر را كنار بگذارد. وقتی كه من خدمت دوستان عرض میكنم راه سلوك زن در این است كه از شوهر اطاعت كند و به زندگی خودش بپردازد این مسئلهای نیست كه من از پیش خودم میگویم این مسئلهای است كه گفتم. عهده هم بر عهده خودشان مسئله هم بر عهده خودشان. حالا اگرما بخواهیم نه، مطلب را به یك نحوی دیگر كنیم، آن شوهری كه گفتن باید اطاعت كرد آن شوهر باید مثل كی باشد! یعنی چه؟ اگر میخواستند خودشان میگفتند دیگر. آن شوهری كه .... من از خودم میگویم ما همچنین خیلی آدم درست و حسابی كه نیستیم ولی صحبت در این است آن راه و آن طریق بر همین اساس است.

