اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

0

موضوع:جایگاه سالک الهی وکیفیت نگرش او نسبت به امور 1 تفاوت سالك با ديگران در كيفيت بينش و نگرش به قضايا است كه همه را بايد از خدا ببيند و راضي به قضای او باشد. 2 هر مكتبي كه در تعارض با ارزشهايي فطریت انسان باشد آن مكتب ، مکتبی شيطاني است. 3 تطبيق خواسته‌هاي مرد با مسائل اسلامي در محيط خانواده بر عهدۀ زن است. 4 بهترين راه تمركز حواس توجه به حضور الهي است، محوريت نماز بر احساس حضور پروردگار است. 5 بیان حكايت مسافرت عجيب مرحوم علامه طهرانی با مرحوم انصاري رضوان اللَه عليهما از همدان به طهران. 6 بیان کیفیت علاج حالت اضطراب و عجله در امور. 7 معناي خضوع و خشوع در نماز. 8 راه مبارزه با خيالات باطله در نماز و حضور قلب.

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

6
  • من شخصی دیدم در خود زمان حضرت آقا می‌آمدند و به یكی از مسائلی كه در كنار من از جلوی چشم من می‌گذشت من چیز می‌كردم من خلاصه سوال و جواب می‌كردم یك وقتی ایشان برای یك شخصی ن امه نوشتند و در آن نامه یك لفظی را به كار بردند خیلی وقت پیش اوایل انقلاب و ب رحسب اتفاق من وارد كتابخانه شدم و دیدم نامه روی میز است و ایشان نوشتند كه فلان و این كه رفتم پایین به ایشان گفتم آقا شما چرا در عنوان نامه این لفظ را به كار بردید چرا به كار بردید مگر اطلاق این لفظ می‌شود بر به شخص عادی این لفظ اطلاق بشود ایشان گفتند اگر این لفظ را به كار نبرم نامه را به دست ایشان نمی‌دهند عین عبارت ایشان نامه به دست ایشان نمی‌دهند مجبور هستم یعنی یك لفظ به كار بردن در روز قیامت حساب و كتاب دارد می‌گویند چرا این لفظ را به كار بردند این به كار بردن این لفظ برای شما دیگری دیگری دیگری بعد در مجموعه تشكلی را به وجود می‌آورد كه آن تشكل نامناسبی است باید بیایی حساب پس بدهی چه برسد به این كه شخصی مثل مرحوم آقا اصلا خودش صاحب مكتب است و ایشان می‌گوید كه چه من چاره ندارم از این مطلب و خب البته بعد هم ایشان در تألیفات خودشان این مطلب را به طور كلی ردّكردند اما متأسفانه هنوز آن تألیف به دست افراد نرسیده بنا به دلایلی همین مسأله برای خود من بعد از زمان مرحوم آقا به وجود آمد كه من احساس كردم كه مطلب دارد به راه دیگری می‌رود شخص از جای دیگری می‌آمد در همین تهران سخنرانی می‌كرد و به عنوان یك عقیده و یك مبنا مطرح می‌كرد كه در زمان هر ولی خدایی انسان نمی‌شود از ولی خدای قبلی یاد كند چون ممكن است با مشكلات روبرو شود چطور در زمان مرحوم آقا چطور همه حرفهای ایشان از مرحوم حداد و قاضی و این حرفها بود ولی بعد از مرحوم آقا این دیگر عوض شد چیست قضیه التفات می‌كنید خب آقاجان من به جای این كه بیای مشكل را از اصل رفع كنی چرا می‌آیی مشكل را اضافه می‌كنی چرا می‌آیی كارهای دیگران را تخطئه می‌كنی بیا مشكل را درست كن بیا تعبیر صحیح بیاور بیا راهت را درست كن دیگر نیاز به این توجیهات هم نداری اما اگر آن راه را می‌خواهی چیز كنی درست مثل یك ساختمانی كه این از پایه ایراد دارد یك جا سوراخ می‌شود هی می‌روند آن جا را چیز می‌كنند گچ می‌كنند یك جای دیگر سوراخ می‌كنند می‌روند آن جا را گچ می‌كنند پس فردا همه گچها می‌ریزد خب این دیوار از اول خراب است این دیوار را از اول باید درست بچینی درست انجام بدهی یك مرتبه گچ می‌كنی تا بیست سال هم نیاز به ترمیم مجدد ندارد اما وقتی كه پایه اشتباه باشد مبانی فكری انسان اشتباه باشد برای هر قضیه كه اتفاق می‌افتاد هی انسان نیاز به چه دارد نیاز به توجیه دارد ما در زمان مرحوم آقا نیاز به توجیه نداشتیم كار ایشان كاری نبود كه توجیه بخواهد بردارد خیلی روشن و رك و صاف و خیلی مسأله مسأله نیازی به به ا صطلاح توجهی و این مطالب نداشت خب بر این اساس وقتی كه من این سمئله را مشاهده كردم چه شدآمدم مسائلی را در مقابل این مسائل خلاف ایستادم و جدا هم ایستادم و این مشكلات بود بی خوابی شبها بود زخم معده ما عود كرد هم خونریزی معده كردم و مسائل و مشكلات داخلی حتی برای ما پیش آمد خب ما پیه همه چیز را به تنمان مالیده بودیم علی كل حال مسأله ای است باید روی این قضیه جواب داده بشود و سفت ایستادیم و طبعا مواجه با اعتراضهایی واقع شدیم و كم كم خلاصه مطالب به نحو دیگری درآمد ارتباط با ما دیگر ممنوع شد مطرود شدیم محكوم شدیم افرادی كه با مرتبط بودند آنها هم محكوم شدند آنها هم مطرود شدند و به صورت یك جریان سنتی و یك مبنا درآمد كه هر كسی با فلانی و رفقای فلانی در ا رتباط است دیگر صحبت نكنید در مجالس نگاه نمی‌كردند خانمها پشتشان را به همدیگر می‌كردند اعتنا نمی‌كردند مردها اگر در خیابان اگر می‌دیدند چیز نمی‌كردند.