فلسفۀ قربانی و لزوم دفاع از حق
12لذا روز عید غدیر عید است. روایت داریم که اگر کسی در روز عید غدیر روزه بگیرد، ثواب هشتاد هزار سال روزه دارد.1 در روز عید غدیر صدقه بدهید، دیدن برادران مؤمن بروید و آنها را به ولایت تهنیت بگویید که: به به از امروز که شما به ولایت رسیدید!2 برای بچّههای خودتان لباس عید را در روز عید غدیر بخرید، لباس نو تن کنید، عبای نو تن کنید، چارقد نو تن کنید! اگر ندارید، یک کلاف ابریشم نو گردن خودتان بیندازید که ما امروز یک چیز نو خریدیم. اینها سنّت است!
خطر انحطاط از اعیاد حقیقی به اعیاد اعتباری و موهومی
حالا ببینید ما چه اندازه عقب رفتهایم که عید قربان رفت، عید فطر رفت، عید غدیر رفت و آنوقت عیدهای گَبری و عید نوروز بهجایش آمد و نشست؛ عید نوروزی که هیچ اساس اسلامی ندارد و صِرف یک بدعت است!3 لباس نو میپوشیم، خانهتکانی میکنیم، دیدن همدیگر میرویم، و هر فجایعی که شما فرض کنید در عید نوروز پیدا میشود! ما هم که مسلمان هستیم میگوییم: «آقا ما دیدن فلانی میرویم، امّا قصد تبعیّت از سنّت زرتشت نمیکنیم، ما به قصد دیدن میرویم!» ای بندۀ خدا، میخواهید برای دیدن بروید، چرا پریروز نرفتید؟! اصلاً چرا این مبدأ را عید غدیر قرار نمیدهید؟! آخر اسلام به چیست؟ ما که مسلمانیم و ادّعای تحرّک و ادّعای تعهّد داریم، نباید کارهای خودمان را بر یک اساس قرار بدهیم؟! این مسئلهای است دیگر!
اگر ما عید غدیر را عید قرار بدهیم و دیدن هم برویم، لباس نو بپوشیم، تبریک و تهنیت بگوییم، در مجالس و محافل ذکر اهلبیت و فضائل امیرالمؤمنین و خصوصیّاتش را بگوییم و اصلاً این امر را زنده کنیم ـ کما اینکه زنده کردهاند ـ این برای ما عید میشود. امّا اگر مدام خودمان را پایین و پایین و پایینتر آوردیم و از تعقّل به احساسات افتادیم، دیگر میگوییم: ای آقا، ما اگر در این عید نوروز مثلاً فرش خانۀمان را عوض نکنیم و فلان فرش را اجاره نکنیم و فلان تلویزیون و فلان دکور را نیاوریم، خانۀ ما میآیند و میگویند: «فلانی ندار است!» آنوقت در یک عید نوروز، مثلاً یک دست اسباب زینت اطاق را به ده هزار یا بیست هزار تومان کرایه میکند تا وقتی برای دیدن میآیند [چنین و چنان] بگویند. حالا این بیچارهای است که خودش ندارد و مثلاً روی زمین مینشیند! اینها همه بدبختی و انحراف است، و مؤمن آن کسی است که دارای تفکّر و تعقّل باشد!
- تهذیب الأحکام، ج ٣، ص ١٤٣؛ من لا یحضره الفقیه، ج ٢، ص ٩٠؛ روضة الواعظین، ج ٢، ص ٣٥٠.
- إقبال الأعمال، ج ١، ص ٤٧٢ ـ ٤٨١؛ مصباح المتهجّد، ج ٢، ص ٧٣٦ ـ ٧٣٨.
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به نوروز در جاهلیّت و اسلام.

