فلسفۀ قربانی و لزوم دفاع از حق
19چرا سعد بیعت نمیکند؟ بیعت نمیکند و هیچ علّتی هم ندارد! او خیال میکند که اگر بیعت نکند و با علی نباشد و با معاویه هم نباشد، عبایش را روی سرش میکشد، کنار میرود، در گوشهای زندگی میکند و تا آخر عمر راحت است؛ امّا نه، این نخواهد بود! او در همین دنیا به بدترین محاکمات مبتلا میشود که: تو که علی را حق میدانی، چرا کنار رفتی؟! تو که علی را حق میدانستی و این روایت را دربارۀ علی از پیغمبر شنیده بودی، چرا کنار رفتی؟!
محاجّۀ معاویه و سعد وقّاص
بعد از اینکه امیرالمؤمنین را کشتند، همین سعد وقّاص پیش معاویه آمد. معاویه هم مرد شیطان و خیلی زرنگ و ناقلایی بود، و از مفکّرین قوّۀ واهمه و واقعاً از أیادی شیطان در دنیا بود! معاویه به سعد گفت:
یا سعدُ، لِمَ لا تَسُبُّ عَلیًّا؟! «من دستور دادهام که علی را در تمام دنیا سب کنند، تو چرا علی را سب نمیکنی؟!» یعنی آن کسی که از بیعت امیرالمؤمنین خودداری کند، الآن مجبور میشود که در پیشگاه معاویه که جبّار روزگار است بیاید؛ بالأخره الآن حاکم است و در هر گوشه و کناری، حقوق در دست معاویه است، پس باید بیاید و زمین ادب ببوسد تا اینکه زندگیاش بگذرد! سعد هم باشد باید بیاید! و این جبّار، الآن دارد محاکمهاش میکند: «چرا تو علی را سب نمیکنی؟!»
گفت:
ای معاویه! من سه فضلیت دربارۀ علی سراغ دارم که اگر هرکدام از آنها برای من بود، خیرٌ لی ممّا طَلَعتْ علیه الشّمسُ! «قسم به خدا از تمام نقاطی که آفتاب طلوع میکرد، برای من بهتر بود!»
استشهاد سعد وقّاص به فضائل خاصّۀ امیرالمؤمنین
گفت: «آن سه فضیلت چیست؟»
گفت:
یکی: تزویج فاطمه؛ پیغمبر نور دیدۀ خود، فاطمه، بهترین دختران و سرّ خود را به علی بن أبیطالب تزویج کرد و از او همچنین اولادهایی آمدند، حسن و حسین که اینها اولاد پیغمبرند. این فضیلت برای علی است و علی به واسطۀ این ازدواج، جزء اهلبیت رسولاللَه شد و آیات قرآن که دربارۀ اهلبیت وارد شده است شامل علی هم شد.

