اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

عدم ادراک واقعیت پیامبر اکرم علت انحراف پس از ایشان

14٬936

موضوع: اختیار وازادی 1 یک از مهمترین شاخصه های دین اسلام که موجب برتری آن بر سایر ادیان می شود اختیار و آزادی فرد در انتخاب راه و مسیر می باشد. 2 توضیحی راجع به فرمایش سیدالشهداء علیه السلام در ارتباط با آزادی و حرّیت افراد:لا تکُن عبد غیرک فقد جعلک اللَه حرّاً 3 ادراکات وتصمیمات بسیاری از مردم براساس احساسات و امور اعتباری می باشد. 4 عدم ادراک واقعیت شخصیت پیامبر اکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم ومکتب او توسط افراد منجر به مخالفت ایشان به نصّ پیامبر اکرم نسبت به جانشینی وخلافت امیرالمؤمنین علیه السلام شد. 5 مقایسه ای میان کیفیت به خلافت رسیدن امیرالمؤمنین علیه السلام و سایر خلفاء. 6 ضرورت حرکت در مسیر سیر وسلوک الهی بر اساس مبانی منطقی وعقلانی. 7 توضیحی در ارتباط با کیفیت مقام عصمت در اولیاءالهی وجایگاه افراد درقبال آن. 8 فرمایش مرحوم علامه طهرانی در ارتباط با جایگاه والای مرحوم حداد رضوان اللَه علیه.

عدم ادراک واقعیت پیامبر اکرم علت انحراف پس از ایشان

توضیحات:

موضوع: اختیار وازادی 1 یک از مهمترین شاخصه های دین اسلام که موجب برتری آن بر سایر ادیان می شود اختیار و آزادی فرد در انتخاب راه و مسیر می باشد. 2 توضیحی راجع به فرمایش سیدالشهداء علیه السلام در ارتباط با آزادی و حرّیت افراد:لا تکُن عبد غیرک فقد جعلک اللَه حرّاً 3 ادراکات وتصمیمات بسیاری از مردم براساس احساسات و امور اعتباری می باشد. 4 عدم ادراک واقعیت شخصیت پیامبر اکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم ومکتب او توسط افراد منجر به مخالفت ایشان به نصّ پیامبر اکرم نسبت به جانشینی وخلافت امیرالمؤمنین علیه السلام شد. 5 مقایسه ای میان کیفیت به خلافت رسیدن امیرالمؤمنین علیه السلام و سایر خلفاء. 6 ضرورت حرکت در مسیر سیر وسلوک الهی بر اساس مبانی منطقی وعقلانی. 7 توضیحی در ارتباط با کیفیت مقام عصمت در اولیاءالهی وجایگاه افراد درقبال آن. 8 فرمایش مرحوم علامه طهرانی در ارتباط با جایگاه والای مرحوم حداد رضوان اللَه علیه.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

عدم ادراک واقعیت پیامبر اکرم علت انحراف پس از ایشان

17
  • این را من به شما عرض كنم كه شما فردا نسبت به اعمال و رفتارتان مسئول هستید یعنی اگر شخصی و كاری داشته باشد كه خدای نكرده آن رفتار موجب رنجش كسی دیگر شود، راه خدا بر این شخص بسته می‌شود. اگر شخصی رفتاری داشته باشد كه دیگران در ارتباط با آنها احساس ضیق كنند احساس تنگی كنند راه آنها بسته خواهد شد. اگر كسی رفتاری داشته باشد كه دیگران را مطابق با رفتار خود و با مبنای خود نبیند و عكس العمل نشان بدهد مسئول خواهد شد.

  • الان من با بسیاری از افرادی كه با مرام من مطابق نیستند من رفت و آمد دارم در منزل آنها می‌روم كسانی كه من قطعا راه آنها را غلط می‌دانم ولی چه ربطی دارد به رفت و آمد چه ارتباطی دارد با عُلقه چه ارتباطی دارد؟

  • مرحوم آقا راهشان این طور نبوده بعد از زمان آقا آمدند راه را عوض كردند، انحراف به وجود آوردند. ارتباطات را بر اساس مسائل مكتبی قرار دادند. بین این قضیه پیوند زدند. بین پدر و پسر جدایی انداختند! بین زن و شوهر طلاق به وجود آوردند! بین مادر و فرزند جدایی انداختند! به جای ذكر خدا و نماز، تهمت و افترا و سب و استهزا و تمسخر جای گرفت! درست؟! این مكتب آقا بود؟! خب اگر قرار باشد ما هم كم و بیش به دنبال اینها باشم ما هم همین هستیم، هیچ تفاوتی در مسئله ندارد.

  • شش سال بود كه من گفتم هر كسی را به حال خودش بگذارید. هر شخصی مسئول فكر و بینش خودش است. شما به كار نبرید، طرد نكنید، جواب سلام بدهید، ارتباطات را محفوظ كنید، شش سال ما این را گفتیم، كی به حرف ما گوش داد؟! خب وقتی كه من از مرحوم پدرم و مرام بزرگان این را احساس می‌كنم كه نمی‌توانم این مسئله را كنار بگذارم.

  • عمده هدف ما این است كه در مسیر آنها باشیم و الّا بقیه همه دكان است گر چه به اسم خدا است دكان است! گر چه به اسم عرفان است، همه دكان است، و همه فریب است و همه ریا است، گرچه به اسم سلوك باشد، همه دكان است. تا جایی برای ما ارزش و قیمت است كه ما در این مسیر دل خود را صاف كنیم و پاك كنیم شخص این طور انتخاب می‌كند و این طور می‌فهمد، بسیار خب چطور این كه در انتخاب مرجع هر كدام یك مرجعی را برای خود انتخاب كنند آیا فرض كنید كه در یك خانواده‌ای سه تا توضیح المسائل است یكی از این یكی از آن یكی از آن ... آیا با هم دعوا می‌كنند؟! دعوا نمی‌كنند. خب این به توضیح المسائلش عمل كند، مسئله [می‌پرسد] این كه به توضیح المسائل عمل می‌كند، نمی‌خواهد به جهنم برود! این [می‌خواهد] كه به بهشت برود. منتهی تشخیص میدهد این فرد برای تقلید از افراد دیگر اصلح است و افضل است، او را انتخاب می‌كند. آن فرد دیگر هم همین‌ طور شما تا حالا دیدید كه دو نفر یك سلیقه داشته باشند؟ شما در دنیا تا به حال دیدید كه دو نفر یك جور فكركنند؟ تا به حال نبوده. بین دو تا برادر سلیقه مختلف است. بین دو تا برادر دو سلیقه مختلف هست. درست شد؟ پس بنابر این مطلبی را كه اتفاق افتاده است، صرفا یك انتخاب و صرفا یك اختیاری است كه آن هم، آن انتخاب و آن اختیار به شخص حقیر تفویض شده، و الا مرا چه به این كه بیایم نسبت به كار دیگران اظهار نظر كنم. مرا چه به این كه بیایم بگویم كه آقا این كار را بكنید یا این كار را نكنید. به من نیامده و الان هم صریحا دارم می‌گویم هر شخصی در هر كاری كه انجام می‌دهد آزاد است. دوستان محترم ما، صدیق ما، می‌خواهند كلاسهای خانمها را دوباره تشكیل بدهند، خودشان می‌دانند، هیچ ارتباطی به من ندارد، می‌خواهند ارتباط خودشان و نحوه مسائل خودشان را با خانمها مانند سابق انجام بدهند، این ارتباطی با من ندارد. ایشان از روی محبتی كه به من دارند و از روی اظهار لطفی كه به من دارند آمدند خودشان به من و این مطلب را مطرح كردند كه آن چه را كه شما نسبت به من صلاح می‌دانید مسئول هستید بین خود و بین خدا اگر نگویید. خب بسیار تكلیف بر من می‌آید، بله بر من تكلیف می‌آید، می‌گویم بسیار خب در این محدوده حركت كنید و نسبت به این محدوده شما توقف داشته باشید. چرا حالا این طور است، آن دیگر به شخص من مربوط است. آن مصالحی كه من در نظر دارم ممكن است بسیاری از دوستان از آن مصالح اطلاع نداشته باشند و بهتر است كه مسئله به همین جا ختم بشود و دیگر نسبت به این قضیه سوالی نشود و خب مطلب تمام نشود ... این مسئله عین صلاح است برای شخص ایشان، و برای شخص من و برای تك تك از دوستان هست. و بحمداللَه مسیر و آن راه به همان حركت خودش ادامه می‌دهد مطالب به سمع همه دوستان می‌رسد و آن چه را كه برای حركت و برای انتخاب مسیر هست به حول و قوه الهی در اختیار همه قرار می‌گیرد. التفات كردید مسئله این است. هیچ فرقی بین این زمان وبین زمان سابق نشده. ممكن است لعل این كه فردا دوباره به ایشان بگویم بعد از یك برهه شما دوباره وضع سابق برگردید هیچ این نسبت به این قضیه عرض می‌شود كه نه تحدیدی هست و نه ما از آینده خبر داریم، یك مسئله در یك زمانی به صلاح است و در یك زمان دیگر صلاح عوض می‌شود، به طوری كه همیشه همین طور بوده. در زمان مرحوم آقا هم همین طور بوده؛ یك مطلبی را به یك شخصی واگذار می‌كردند، بعد همان مطلب را به كسی دیگر واگذار می‌كردند، دوباره برمی‌گرداندند به او، یا به شخص ثالثی. علی كل حال یك مسئله نیست كه حالا فرض كنید كه آن چنان مسئله مهمی باشد كه خدای نكرده یك وقتی وهن كسی در كار باشد، اهانت به شخصی مطرح باشد، مطلقا یك همچنین مطلبی مدّ نظر نیست.

/ 613