عدم ادراک واقعیت پیامبر اکرم علت انحراف پس از ایشان
15كه مورد نظر و اصطلاح اهل عرفان است صریحا دارم میگویم جلوی همه شما دارم میگویم آن نحوه از استادی را بنده در خودم نمیبینم اگر شما سراغ دارید فردی را كه بتواند كمترین فایده و افاضه برای شما داده باشد و قابلیت این مسئله را دارد حالا نه حتی به عنوان لقب استاد را از نقطه نظر شرعی مسئول هستید كه نروید ... ببینید چقدر من صریح صحبت میكنم، دارم این مطلب را بدون تواضع میگویم بدون مسامحه دارم میگویم من اهل تواضع و این حرفها نیستم و سابق هم به رفقا ... [گفته بودم] و دوستان ما هم این مسئله را میدانستند.
اگر شخصی همان طوری كه بعد از وفات مرحوم آقا رضوان اللَه علیه بعد از در آن شب من این مطلب را به رفقا گفتم چون مسائل اقتضا میكرد كه من یك قدری بی پرده و صریح صحبت كنم عین همان مسئله را الان هم عرض میكنم: چنان چه فردی احساس كند شخصی برای او از نقطه نظر حال ازنقطه نظر سوال و جواب از نقطه نظر طرح مسائل علمی از نقطه نظر خصوصیات نفسانی از نقطه نظر استفاده كه میتواند داشته باشد ... اگر شخصی احساس میكند كه میتواند فردی برای او مفید باشد در هر كجای دنیا و در هر كجای این كرهخاكی و بعد تعلّل كند و امروز را به فردا بگذراند و با حرف این و آن بخواهد راه را برود، دیگر مسئولیت بر عهده خود او است. ازنقطه نظر بنده هیچ گونه مسئولیتی متوجه من نیست.
نكتهای كه باید به آن توجه داشت این است كه خود من مانند شما از نقطه نظر احتیاج به استاد و احتیاج به شخصی كه دستگیری كند مانند شما هستم و تفاوتی از این نقطه نظر بین من و بین شما به هیچ وجه من الوجوهی نیست و این مسئله را تصور نكنید كه فقط در این مجلس و در این برهه من مطرح میكنم بارها بوده كه من این قضیه را مطرح میكردم و اگر خود من احساس كنم و ببینم فردی میتواند برای من از نقطهنظر سلوكی مفید باشد یك لحظه درنگ نخواهم كرد صریحا این مسئله را میگویم. مسئله نسبت به سایر دوستان هم همین طور است و تفاوتی در این قضیه ندارد حالا نسبت به بنده افراد چه میگویند و چه خواهند گفت این دیگر در ارتباط با خود آنها و تكلیف خود آنها و برداشت خود آنها است آن چه را كه من در پیش خود میبینم این است كه من همانند شما نیاز به دستگیری دارم و محتاج به استاد راه رفته هستم و از این نقطه نظر هیچ احساس نقصی هم در وجود خود نمیكنم زیرا فرد به واسطهاین گونه حال و به واسطه این قسم بینشی كه نسبت به حالش دارد هیچ وقت این فرد عیبی بر او مترتب نخواهد شد بلكه عین حسن و عین اختیار است. عیب در آن جا است كه ما خود را از نصیبی محروم كنیم. عیب در آن جا است كه ما خود را از نعمتی محروم كنیم. عیب در آن جا است كه ما سر خود را به مسائل پوچ و پیش پا افتاده سرگرم كنیم و از حقیقت باز بمانیم

