عدم ادراک واقعیت پیامبر اکرم علت انحراف پس از ایشان
19نگاه به پیغمبر میاندازم و در كنار ایشان و در مقابل ایشان به این نحو بودند و همین طور بزرگان دیگری كه ایشان با آنها ارتباط داشتند، اینها افراد منزه و منظّم پاك، اهل دل، اهل راه و خلاصه مرد راه بودند.
ولی عبارت ایشان نسبت به آقای حداد عبارت دیگری بود ایشان میگفتند: وقتی كه من به آقای حداد رسیدم تازه به مطلوب و گمشده خود رسیدم التفات میكنید قضیه چه خبراست؟! حالا ما یك لفظ ولیافتاده در زبانمان به این میگوییم ولی به آن میگوییم ولی باباجان این حرفها مسخره است یعنی چه من و امثال مرا چه برسد به این كه بخواهیم در این محدوده و در این وادی بخواهیم حركت كنیم.
فقط یك اشاره من كردم یك مرتبه ایشان در همان اواسطی كه با مرحوم آقای حداد ارتباط داشتند نه اواخر در همان اواسط یك اشاره كردند در همان سفرهایی كه به كربلا رفته بودند میگفتند: من از ایشان حالی را دیدم كه كمی از بسیار، از بسیار، از بسیارف از بسیارِ او را چند مرتبه ... برای یكی از شاگردان پخته و با تجربه و سالمند مرحوم آقای انصاری گفتم، تا یك هفته پریشان بود؛ یعنی چه سرّی منكشف شده بود برایشان كه میگفتند: كمیاز بسیار، از بسیار، از بسیار ... چند مرتبه همین طور میگفتند ... علی كل حال رعایت موازین در هر حالی لازم است كه انسان به موازین بخواهد عمل كند من ممكن است خیلی خوب صحبت كنم، خیلی خوب مطلب را توضیح بدهم، بیایم در این جا حكایت برای شما نقل كنم، اما مهم این است كه حركت من حركت بر اساس میزان باشد، حركت بر اساس دستور و تكلیف باشد، بر اساس دستور و تكلیف باشد!
یك شخصی بود یك فردی بود خیلی ... و خیلی محترم در زمان مرحوم آقا، وقتی كه ایشان به مشهد رفته بودند، تقریبا ده سال پیش آمده بودند پیش ایشان خیلی فرد ... در اجتماع خیلی شخص ... ایشان یك مقداری صحبت كرد كه وضعیت خود شما چطور است و حالمان و خصوصیات ما و ما چه باید بكنیم؟ تكلیف را چطور باید تشخیص بدهیم؟ صدق نیت خود را چگونه تشخیص بدهیم؟ چگونه بیابیم كه صادقیم؟ چگونه خود را بیابیم كه دروغ نگفتیم؟ چگونه خود را بیابیم كه خود را گول نزیم؟

