عدم ادراک واقعیت پیامبر اکرم علت انحراف پس از ایشان
25و من به چشم خود دیدم. درست شد؟! این تجربه در زمان حیات خود ما اتفاق افتاد دیگر، ما خود را به چه گول بزنم؟ دیگر من خود را به چه فریب بدهم؟ چرا؟ یك مرتبه كافی است. شما خودتان و بسیاری از شما شاهد بودند كه در همین تهران افرادی آمدند و خارج از اصولی كه برای آنها معین شده بود و حركت كردند و من با آنها قطع رابطه كردم و دیگر با آنها ارتباطی پیدا نكردم. چرا؟ چون دیدم این مرام و این ممشا بر خلاف ممشای مرحوم آقا است رفتن و بالای منبر صحبت كردن و مردم را به وجد درآوردن تمام مسئله نیست! مسائل دیگری هم هست. آمدن و از این طرف و آن طرف گفتن این تمام قضیه نیست! مسائل دیگری هم هست. در عین حال اختیار با همه است و انتخاب با همه آزاد است. به همانها هم من گفتم به همانها هم گفتم یك وقتی شما به عنوان سخنگوی من و مبلغ راه من دارید با مردم صحبت میكنید پس باید اطاعت كنید یك وقتی خودتان طبق مرام خودتان هستید بسیار خب اشكالی ندارد، كِی من ممانعت كردم كِی آمدم صحبت كردم و همین مطلب را به دیگران هم گفتم به افراد دیگر و بحمدلله همه پذیرفتند.
خود ایشان بارها به من فرمودند: كه من میخواهم راه خودم را مطابق با میل شما و با آن كیفیتی كه به نظر شما میرسد تطبیق كنم! گفتم خب اگر این طور است، مطلبی نیست. ایشان از شاگردان مرحوم آقا بوده وقتی كه ایشان این مطلب را به من میسپرد و زمام تكلیف خودش را در اختیار من قرار میدهد، آیا اگر من احساس كنم كه ممكن است راهی برای ایشان پسندیدهتر باشد و آمادهتر باشد و راه ایشان بهتر باشد و دیگران بتوانند بیشتر استفاده كنند و تذكر ندهم آیا به شخص ایشان خیانت نكردم؟ خیانت است ... یك وقت تصور نشود كه این مسائلی را كه اتفاق افتاده است خدای نكرده موجب وهن ایشان است نخیر با توجه به بینشی كه من نسبت به اوضاع دارم و با توجه به آن چه را كه از مرحوم پدر مرحوم والد رضوان اللَه علیه و خط و خطوطی كه در ارتباط با بزرگان در ذهن خود ترسیم كردهام صلاح را بر این دیدم كه جلسات خانمها در ارتباط با خانمها با ایشان به كل قطع باشد، درست؟ اما این به معنا نیست كه خدای نكرده موجب وهن ایشان باشد ... نخیر مسئله چیز دیگری است.

