عدم ادراک واقعیت پیامبر اکرم علت انحراف پس از ایشان
27طبیعی است. آن چه را كه من از ایشان شنیدم آن مرامی را كه از ایشان دیدم، آن حالاتی را كه من از ایشان مشاهده كردم، تصمیمگیریهای ایشان در موارد مختلف مطالبی را كه ایشان در مواضع مختلف این مواضع را دیدم خب موجب میشود كه یك نوع بینش و نگرشی نسبت به مكتب ایشان و راه خدا در من باشد. ممكن است اشتباه باشد، ممكن است صحیح باشد، همین طور این نگرش و این بینش ممكن است در افراد دیگری هم باشد در دوستان ما یك شخصی بگوید من از مرحوم آقا این طور به یاد دارم من بینشم نسبت به مكتب آقا این طوری است. خب بسیار خب شما موظف هستید نسبت به بینش خود عمل كنید بنده هم موظف كنم بر طبق بینش خودم عمل كنم التفات كردید مسئله این است ... و در این جا تمام رفقا و تمام دوستان میدانند كه من انتخاب را برای همه آزاد گذاشتم. اول مسئله مسئله ریاستی نیست و صرفا بر اساس انتصاب ما به مرحوم آقا است كه رفقا نسبت به ما اظهار لطف دارند. دیگر غیر از این هیچی نیست. این مطالبی را كه من عرض میكنم بهتر از آن در كتابهای دیگر هست تصور نكنید شما این مطالبی را كه ما عرض میكینم تحفهای به بازار است و تحفهای به میدان آوردیم نخیر! این مسائل این طور است یك مطالبی به نظر میرسد یك مقداری از این كتاب جمع میكنیم از آن كتاب جمع میكنیم شما خیال میكنید این جا خبری است نه آقا هیچ خبری نیست! اول حساب خودمان را تصفیه كنیم. این مسائل فقط و فقط دوستان و رفقایی كه اینها از شاگردان مرحوم آقا بودند و كتابهای ایشان را مطالعه میكردند طبعا بر اثر مطالعه این كتابها مطالبی در نظر میآید كه چه بسا ممكن است اشكالاتی به نظر بیاید، مسائلی به نظر بیاید، خب دنبال یكی میگردند كه با مرحوم آقا ارتباط بیشتری دارد، یك امر طبیعی است؛ از میان رفقا و دوستان با مرحوم آقا متأسفانه [نام] ایشان در شناسنامه ما نوشته شده و در حالی كه ما شاید قابلیت انتصاب ایشان را نداشته باشیم. خب اظهار محبت میكنند ... آقا در این مسئله نظر ایشان چه بوده؟ در آن مسئله چه بوده؟ و به عقل ناقص خودمان آن چه را كه میآید مطرح میكنیم. فقط در همین مسیر. ولی این حقی كه یك شخص به عنوان راهی را كه انتخاب كرده من خیال میكنم این حق برای او محفوظ باشد كه بتواند از ایدههای خودش و از عقاید خودش دفاع كند؛ این مسئله حقی است كه همان طوری كه برای همه شما وتك تك شما این حق بوده است، برای بنده هم محفوظ است. یعنی من هم میتوانم از ایدهها و از عقایدی كه به دست آوردم بتوانم دفاع كنم و كسی مرا مجبور به وارد شدن در راه خاص و در یك مسیر خاص طبعا نمیتواند بكند و این مسئله برای همه روشن است كه راه خدا راه انتخاب است راه خدا راه اختیار است. نه حرفی این جا درج میشود و نه مسئله دیگری درج میشود. این نكته، نكته اساسی است.

