عدم ادراک واقعیت پیامبر اکرم علت انحراف پس از ایشان
31طور شما تا حالا دیدید كه دو نفر یك سلیقه داشته باشند؟ شما در دنیا تا به حال دیدید كه دو نفر یك جور فكركنند؟ تا به حال نبوده. بین دو تا برادر سلیقه مختلف است. بین دو تا برادر دو سلیقه مختلف هست. درست شد؟ پس بنابر این مطلبی را كه اتفاق افتاده است، صرفا یك انتخاب و صرفا یك اختیاری است كه آن هم، آن انتخاب و آن اختیار به شخص حقیر تفویض شده، و الا مرا چه به این كه بیایم نسبت به كار دیگران اظهار نظر كنم. مرا چه به این كه بیایم بگویم كه آقا این كار را بكنید یا این كار را نكنید. به من نیامده و الان هم صریحا دارم میگویم هر شخصی در هر كاری كه انجام میدهد آزاد است. دوستان محترم ما، صدیق ما، میخواهند كلاسهای خانمها را دوباره تشكیل بدهند، خودشان میدانند، هیچ ارتباطی به من ندارد، میخواهند ارتباط خودشان و نحوه مسائل خودشان را با خانمها مانند سابق انجام بدهند، این ارتباطی با من ندارد. ایشان از روی محبتی كه به من دارند و از روی اظهار لطفی كه به من دارند آمدند خودشان به من و این مطلب را مطرح كردند كه آن چه را كه شما نسبت به من صلاح میدانید مسئول هستید بین خود و بین خدا اگر نگویید. خب بسیار تكلیف بر من میآید، بله بر من تكلیف میآید، میگویم بسیار خب در این محدوده حركت كنید و نسبت به این محدوده شما توقف داشته باشید. چرا حالا این طور است، آن دیگر به شخص من مربوط است. آن مصالحی كه من در نظر دارم ممكن است بسیاری از دوستان از آن مصالح اطلاع نداشته باشند و بهتر است كه مسئله به همین جا ختم بشود و دیگر نسبت به این قضیه سوالی نشود و خب مطلب تمام نشود ... این مسئله عین صلاح است برای شخص ایشان، و برای شخص من و برای تك تك از دوستان هست. و بحمداللَه مسیر و آن راه به همان حركت خودش ادامه میدهد مطالب به سمع همه دوستان میرسد و آن چه را كه برای حركت و برای انتخاب مسیر هست به حول و قوه الهی در اختیار همه قرار میگیرد. التفات كردید مسئله این است. هیچ فرقی بین این زمان وبین زمان سابق نشده. ممكن است لعل این كه فردا دوباره به ایشان بگویم بعد از یك برهه شما دوباره وضع سابق برگردید هیچ این نسبت به این قضیه عرض میشود كه نه تحدیدی هست و نه ما از آینده خبر داریم، یك مسئله در یك زمانی به صلاح است و در یك زمان دیگر صلاح عوض میشود، به طوری كه همیشه همین طور بوده. در زمان مرحوم آقا هم همین طور بوده؛ یك مطلبی را به یك شخصی واگذار میكردند، بعد همان مطلب را به كسی دیگر واگذار میكردند، دوباره برمیگرداندند به او، یا به شخص ثالثی. علی كل حال یك مسئله نیست كه حالا فرض كنید كه آن چنان مسئله مهمی باشد كه خدای نكرده یك وقتی وهن كسی در كار باشد، اهانت به شخصی مطرح باشد، مطلقا یك همچنین مطلبی مدّ نظر نیست.

