اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عدم ادراک واقعیت پیامبر اکرم علت انحراف پس از ایشان

0

موضوع: اختیار وازادی 1 یک از مهمترین شاخصه های دین اسلام که موجب برتری آن بر سایر ادیان می شود اختیار و آزادی فرد در انتخاب راه و مسیر می باشد. 2 توضیحی راجع به فرمایش سیدالشهداء علیه السلام در ارتباط با آزادی و حرّیت افراد:لا تکُن عبد غیرک فقد جعلک اللَه حرّاً 3 ادراکات وتصمیمات بسیاری از مردم براساس احساسات و امور اعتباری می باشد. 4 عدم ادراک واقعیت شخصیت پیامبر اکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم ومکتب او توسط افراد منجر به مخالفت ایشان به نصّ پیامبر اکرم نسبت به جانشینی وخلافت امیرالمؤمنین علیه السلام شد. 5 مقایسه ای میان کیفیت به خلافت رسیدن امیرالمؤمنین علیه السلام و سایر خلفاء. 6 ضرورت حرکت در مسیر سیر وسلوک الهی بر اساس مبانی منطقی وعقلانی. 7 توضیحی در ارتباط با کیفیت مقام عصمت در اولیاءالهی وجایگاه افراد درقبال آن. 8 فرمایش مرحوم علامه طهرانی در ارتباط با جایگاه والای مرحوم حداد رضوان اللَه علیه.

عدم ادراک واقعیت پیامبر اکرم علت انحراف پس از ایشان

11
  • نكته‌ای كه باید به آن توجه داشت این است كه خود من مانند شما از نقطه نظر احتیاج به استاد و احتیاج به شخصی كه دستگیری كند مانند شما هستم و تفاوتی از این نقطه نظر بین من و بین شما به هیچ وجه من الوجوهی نیست و این مسئله را تصور نكنید كه فقط در این مجلس و در این برهه من مطرح می‌كنم بارها بوده كه من این قضیه را مطرح می‌كردم و اگر خود من احساس كنم و ببینم فردی می‌تواند برای من از نقطه‌نظر سلوكی مفید باشد یك لحظه درنگ نخواهم كرد صریحا این مسئله را می‌گویم. مسئله نسبت به سایر دوستان هم همین طور است و تفاوتی در این قضیه ندارد حالا نسبت به بنده افراد چه می‌گویند و چه خواهند گفت این دیگر در ارتباط با خود آنها و تكلیف خود آنها و برداشت خود آنها است آن چه را كه من در پیش خود می‌بینم این است كه من همانند شما نیاز به دستگیری دارم و محتاج به استاد راه رفته هستم و از این نقطه نظر هیچ احساس نقصی هم در وجود خود نمی‌كنم زیرا فرد به واسطه‌این گونه حال و به واسطه این قسم بینشی كه نسبت به حالش دارد هیچ وقت این فرد عیبی بر او مترتب نخواهد شد بلكه عین حسن و عین اختیار است. عیب در آن جا است كه ما خود را از نصیبی محروم كنیم. عیب در آن جا است كه ما خود را از نعمتی محروم كنیم. عیب در آن جا است كه ما سر خود را به مسائل پوچ و پیش پا افتاده سرگرم كنیم و از حقیقت باز بمانیم‌ و آن چه را كه گفته می‌شود ترتیب اثر ندهیم عیب در آن جا است.

  • اما اگر انسان واقعا احساس كند فردی برای او مفید است و بخواهد پیگری كند این عین صلاح است در رابطه با این مسئله حالاتی كه برای انسان به وجود می‌آید آن حالات متفاوت است ممكن است خدای متعال در یك برهه آن شخصی را كه واجد این شرایط است كه مرحوم آقا رضوان اللَه علیه از او در كتاب تعبیر به ولی باطن كردند ممكن است در بعضی از برهه‌ها و زمانها یك همچنین شخصی را خدا برای انسان مشهود نكند، ممكن است انسان به آنها دسترسی نداشته باشد كه البته این مطلب را من در همین مجلّدات عنوان بصری اگر خداوند توفیق بدهد به طور مشروح در آن جا مطرح خواهم كرد و در بعضی از برهه‌ها ممكن است انسان به آن شخص دسترسی داشته باشد. ولی علی كل حال چه در آن برهه باشد یا در این برهه باشد مسئله اصلی بر اساس و بر محور ولایت دور می‌زند این مطلب را چرا ما غافل شدیم؟ آن ذاتی كه تمام امور به ید قدرت او است و تمام جریانات به نظر او است و او مربی نفوس است به سوی كمال و همه را او در اختیار گرفته است فقط و فقط شخص حضرت بقیة اللَه ارواحنا فداه است و بس. هیچ كس دیگری ... حتی اگر ولی مطلق هم مانند مرحوم آقا رضوان اللَه علیه وجود داشته باشد از دریچه نفس آن حضرت است كه می‌گیرد و پخش می‌كند. ذات مقدس ناظر بر همه ما است و به یك طرفة العینی از ما غفلت ندارد. ما باید دل خود را صاف و نیت خود را پاك كنیم تا این كه بتوانیم استفاده بیشتر كنیم. آمدن و رفتن من چه تأثیری دارد؟ صحبت كردن و صحبت نكردن من در این جا چه دخلی به مسئله دارد؟ من هم یكی مثل هزاران نفر هستم كه نیاز و احتیاج به دستگیری دارم و نیاز و احتیاج به عنایت آن حضرت دارم بی برو و برگرد مانند شما و هیچ تفاوتی در این مسئله ندارد الا این كه فعلا در این زمان شخص من فردی را پیدا نكرده است یا به واسطه كوتاهی یا به واسطه تقصیر یا به واسطه قصور علی كل حال حالا عدم توفیق اسمش را بگذاریم هر چه می‌خواهیم بگذاریم علی كل حال بنده فردی را پیدا نكردم كه این خصوصیتی را كه عرض كردم داشته باشد لعل این كه باشد من اطلاع ندارم و همین مسئله برای مرحوم آقا در سالهایی كه تحت نظر مرحوم علامه طباطبایی مرحوم آقا شیخ عباس قوچانی مرحوم آقا شیخ محمدجواد انصاری همدانی و بعضی از افراد دیگر بودند این مسئله وجود داشت.