اهمیت مساله سکوت و آرامش در مسیر سیر و سلوک
13در من پیدا میشد یك مرتبه میگفتند تسلیم، قبول كردند. ببینید همین كه مسئله از خود كنار میرفت و به او واگذار میشد همین كه قضیه از جانب خود رها میشد و به اصل و به مرجع و به آن حقیقت، قضیه واگذار میشد یك مرتبه یك نوری میآمد در دل آنها و اینها میپذیرفتند، به طوری كه بعد از پنج یا شش جلسه صحبت و اینها، تسلیم شدند و اصلا مسئله به طور كلی برگشت
اینها برای چیست؟ اینها همه برای این است كه ما به دنبال برتری طلبی، به دنبال زد و بست، به دنبال مطرح كردن خود و امثال ذلك هستیم و از آن مطلب غافل شدیم اما ملائكه این طور نیستند ملائكه میخواهند وظیفه را انجام بدهند همین كه دارند وظیفه را انجام میدهند یكدفعه حكم به توقف میآید بایست، میایستند، دوباره حكم به حركت میآید حركت میكنند دوباره حكم به توقف میآید این جا بایست، میایستند. دوباره حكم به حركت میآید ...، نه میگویند خدایا چرا بایستیم؟ نه میگویندخدایا چرا حركت كنیم؟ نه میگویند خدایا چرا این جور كنیم؟ چرا این كار را نمیكنند؟ چون به عقل كامل رسیدند عقل آنها كامل است كمال عقلانی پیدا كردند و میدانند آن چه را كه وظیفه دارند آن عین صلاح است و آن چه را كه به آنها تكلیف میشود عین حق و عین اراده پرودرگار است و رد خور ندارد و به دنبال حركت میكنند اما شیاطین این طور نیستند همهاش در حال تذبذب هستند
پس سكوت یكی از مسائل بسیار مهمیاست كه باید رعایت بشود و از امر وز ما این برنامه را برای خود قرار بدهیم به چیزی كه به ما مربوط نیست كاری نداشته باشیم به مطلبی كه به ما مر بوط نیست كاری نداشته باشیم به آن چه كه به ما مربوط است، یك اربعین، یك چهل روز راجع به این مسئله ما تأمل كنیم انجام بدهیم تا این كه نتایجش را خود مشاهده كنیم.

