اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت مساله سکوت و آرامش در مسیر سیر و سلوک

14830

اهمیت مساله سکوت و آرامش در مسیر سیر و سلوک

19
  •  مقدار برای او تحصیل تقرب را كرده است اگر تحصیل تقرب را نكرده و او را به این مسائل گرفتار كرده است كنار بگذارد، غصه چه شخصی را باید بخورد؟ دین صاحب دارد صاحبش می‌آید مسئله را به دست اهلش می‌سپارد به من چه مربوط است؟ و به غیر من چه ارتباطی دارد؟ می‌گویند اگر ما این كار را نكنیم كار زمین می‌ماند! كی به شما گفته كه زمین می‌ماند؟ كی به شما الهام كرده كه كار زمین می‌ماند؟ می‌گویند اگر ما این پست و مقام را قبول نكنیم كسی نیست بیاید این را بر دارد! شما قبول نكن ببین كسی می‌آید این را بردارد یا نه؟ می‌گویند اگر ما وارد این گود نشویم وارد این معركه نشویم مفاسدی به بار می‌آید مسائلی به وجود می‌آید! آیا این تفكری كه برای شما پیدا شده برای این تفكر هم دلیل و حجتی دارید؟ آیا ما صاحب نداریم در این دنیا؟ آیا ما مولا در این دنیا نداریم؟ آیا ما امام در این دنیا نداریم؟ پس امام زمان چه كاره است؟ پس امام زمان چه نقشی در این جا ایفا می‌كند؟ آیا ممكن است من عملی را انجام بدهم در عین این كه می‌دانم این عملِ من، گرچه ممكن است به حسب ظاهر و در دید اذهان عمل مفیدی برای اجتماع برای دین برای خدا باشد ولی از نقطه نظر باطن، من اثری را در این نبینم خود را در ارتباط با مسائل معنوی دور احساس كنم چطور می‌تواند این طور باشد؟

  •  امیرالمؤمنین علیه السلام كه مالك اشتر را به مصر می‌فرستد خودش هم پشت قضیه را دارد امیرالمؤمنین علیه السلام كه سلمان را به مدائن می‌فرستد برای حكومت گرچه سلمان از طرف عمر رفت ولی آمد پیش امیرالمؤمنین اجازه گرفت، به عمر هم گفت گفت من به تو كاری ندارم من می‌روم پیش علی گفت برو مدائن می‌روم گفت نرو نمی‌روم همین طور صاف به عمر گفت آمد، پیش امیرالمؤمنین اجازه گرفت، بروم؟ حضرت فرمودند برو، خب این كه با اجازه امیرالمؤمنین برای حكومت مدائن می‌رود پشت قضیه را امیرالمؤمنین دارد سلمان به هر كجای دنیا برود علی با او است به كره ماه برود علی با او است به آن طرف شرق برود علی با او است به غرب بیاید علی با او ا ست در منزل بنشیند علی با او است حكومت هم بكندعلی با او است این در این جا این می‌شود تكلیف، این می‌شود تكلیف. نیا مد سلمان بگوید كه اگر من به حكومت مدائن نرفتم زمین می‌ماند! زمین می‌ماند كه بماند، زمین می‌ماندكه [بماند] دین صاحب دارد علی می‌داند و خدای خودش، به من چه كه بیایم دخالت كنم؟ به من چه بیایم دخل و تصرف كنم؟ عین جریانی كه نقل كردم كه نمی‌دانم نقل كردم برای [رفقا] یا [نه؟] در جلسه عنوان بصری بود [فكر می‌كنم آنجا گفتم‌]