اهمیت مساله سکوت و آرامش در مسیر سیر و سلوک
11فنون امروز د رنهایت مرتبه وارد بودند و با تمام قوا و امكاناتشان برای اثبات مادیگری آمده بودند و طبعا ما هم كه میبایست مطلب را از دیدگاه دیگر بررسی كنیم. در بعضی از موارد مطلب خیلی دقیق میشدو دو ساعت بحث بود بحثهای خیلی سفت و مشكل و ما آنها را میبستیم راههای آنها را از هر طرف سدّمیكردیم و هیچ مفری نبود ولی میدیدیم كه اینها نمیتوانند قبول كنند نه میتوانستند دلیل بیاورند و نه میتوانستند مطلب را بپذیرند در این موقع یك مطلب فوری برای من تداعی میشد و آن این بود كه خدایا من غیر از این كه یك بنده تو هستم و غیر از این كه یك وسیله و آلت و واسطه هستم مگر كسی دیگر هستم؟ نمیخواهی قبول كنند خب نكنند چرا من خودم را زحمت بدهم؟ نمیخواهی اینها بپذیرند خب نپذیرند راهشان بسته میشد یعنی از نظر دلیل دیگر ساكت میشدند و دیگر مطلب قابل ...، ولی پذیرش قلب و دل او یك مسئله دیگر است و تسلیم آن یك مرتبه دیگر است كه در اختیار من نیست آن چه كه در اختیار من است این است كه آنها را به یك نقطهای برسانم كه نتوانند دیگر جواب بدهند آن چه كه هست این [است] اما مرحله تسلیم و قبول یك مرحله دیگری است و حتی با خودم میگفتم خدایا اگر تو میخواهی من در این جلسه محكوم شوم خب بشوم، كی گفته كه ما باید حتما در این مسائل غالب باشیم؟ چرا؟ لعلّ این كه اراده و مشیت تو بر این تعلق گرفته كه ما در این قضیه محكوم شویم و به ما بخندند بگویند این هم عالم دینی ایشان و نتوانست از عهده بربیاید چطور اینكه اینها افرادی بودند كه با خیلی ها صحبت كرده بودند و در همان پنج دقیقه اول مسئله را فیصله داده بودند و حتی بعضی از افراد توصیه كرده بودند كه اینها با ما ملاقات نكنند به توسط آنچه را كه دیده بودند ولی عل كل حال، دیگر خواست خدا و توفیق او بود دیگر.

