اهمیت مساله سکوت و آرامش در مسیر سیر و سلوک
31میكردند اذیت میكردند. ایشان میگفت ما در آن جا كه بودیم وقتی كه تماس میگرفت دائما اظهار نارضایتی میكرد كه اینها اذیت میكنند چه میكنند و فلان، تو گذاشتی رفتی و اینها را انداختی به سر ما و خلاصه خودت آن جا داری میروی و ... بعد از مدتی دیدم این حرفها را نمیزند و وقتی كه تماس میگیریم اظهار رضایت میكند احساس مسرت میكند آن جا به فكر ما نباش به فكر خودت باش چه بكن چه بكن.
میگفت وقتی كه مراجعت كردیم از او سوال كردم كه قضیه چه شد؟ روزها و هفتههای اول دائما گله و شكایت داشتی، گفت بله این طور بود. یك شب من مرحوم آقا را در خواب دیدم و از ایشان شكایت كردم و گله كردم كه الان این رفته در آن جا، شوهر من خب مستطیع است به حج رفته، حج واجب، الان او دارای چه نعمتهایی است چه ثوابهایی است دارد طواف میكند نماز میخواند ما این جا نشستیم دارند در سر و كله هم میزنند داریم اینها را پرستاری میكنیم و چه میكنیم نه كاری انجام میدهیم نه نمازی داریم نه عبادتی داریم فقط اینها را نگهداری كنیم اینها را چه كنیم. مرحوم آقا این جمله را خوب دقت كنید فرمودند آن جا با این جا قوانینش فرق میكند آن جا حساب دیگر است این جا حساب دیگر است این جا جوری حساب میشود آن جا جوری حساب میشود شما بدان در عوض این پرستاری و تربیتی كه خداوند بر عهده تو گذاشته و الان به او اشتغال داری و خود را محروم میبینی از این اعمال، به عدد هر ثوابی كه خداوند به شوهر تو در آن جا میدهد به همان مقدار در پرونده تو مینویسد یعنی آن دارد میرود در آن جا طواف میكند این طواف میكند آن میرود در عرفات، انگار این رفته در عرفات، او رفته در منی انگار این رفته آن سعی صفا [و مروه] میكند آن زیارت ائمه بقیع و پیغمبر و اینها دارد میكند انگار [این] دارد انجام میدهدچرا؟ چون حساب دقیق است مسئله دقیق است خداوند هم ظا لم نیست خداوند عادل است و با كسی هم رابطه ندارد رابطه زن با خداوند با رابطه شوهر با خداوند یكی است تكلیف او رفتن به حج است تكلیف این رسیدن به بچهها است اگر این به بچه ها برسد همان ثواب را به او میدهند

