اهمیت مساله سکوت و آرامش در مسیر سیر و سلوک
35در گفتار با فرزندان چطور رفتار كنیم؟ چه كار كنیم كه آنان راه مرحوم آقا را در پیش بگیرند؟ در حالی كه میبینیم آنها چندان تمایلی ندارند و ا زاین موضوع ناراحت هستیم.
جواب: ببینید این مطلب را هم خیلیها در نامههای خود تذكر میدهند هر كسی راه خاص به خودش را دارد امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه میفرماید به آن مقداری كه تكلیف و وظیفه تو است به همان مقدار نسبت به تربیت فرزندان اقدام كن چه بسا ممكن است كه تو تربیت صحیحی برای آنها اعمال كنی و به واسطه ارتباط با رفیق ناباب آن تربیت راكنار بگذارند و یا به عكس. و این یك مسئلهمهمیاست تربیت صحیح انجام دادن تذكر دادن به موقع محبت و ملاطفت كردن برای آنها سوال ایجاد كردن و از آنها سوال خواستن، موقعیت مناسب برای آنها به وجود آوردن، تذكر مسائل مهم در جاهای مختلف به آنها دادن، رعایت نقاط ضعف و قوت در مراتب وجودی آنها ملاحظه كردن، اینها تمام از جمله مسائل تربیتی است كه برای آنها لازم است. محبتهای به موقع بی مهریهای به موقع و همین طور تذكرهای مشوقانه و یا ا ندرزها و انذارهای پرهیزانه، اینها از مواردی است كه هر شخص باید در زندگی خود در تربیت فرزند، اینها را اعمال كند تا این كه او بتواند به آن رشد كافی برسد نه این كه آن چنان به واسطهضربات و لطمات و تهدیدات و استهزاءو مسخره ها و سخریهها و اینها، دلسرد و دلشكسته بشود و خود را ناامید ببیند و نه به واسطهلطفها و مهرهای بی جا، آن حالت استقلالش را از دست بدهد و متكی به غیر باشد و نتواند شخصیت خودش را بازیابد و به عبارت دیگر لوس و غیرقابل كنترل، شخصیت پیدا كند. هر دوی اینها غلط است
ولی مسئله مهم این است كه هر كسی راهی با خدا دارد و انسان بیش از یك تربیت نمیتواند كار دیگری انجام بدهد مسئلهسعادت و مسئله شقاوت در اختیار ما نیست آن مسئلهدیگری است و آینده در اختیار ما نمیتواند باشد ما باید وظیفه را انجام بدهیم نقل میكنند از مرحوم آخوند حسین ملا قلی همدانی كه ایشان سیصد شاگرد وارسته داشت ولی خود تنها فرزند ایشان از راه پدر مرحوم بود! ببینید! آخوند ملاحسین قلی با آن مقام و با آن موقعیت سیصد شاگرد را به مقامات عالی كه حداقل میتوان گفت ده یا پانزده تای آنها به كمال رسیدند و قطعا میتوان گفت كه به كمال رسیدند داشته ولی فرزند در منزل خودش از راه پدرش نصیبی نداشته، این مسئله دست خدا است انسان نباید برای چیزهایی كه در اختیار او نیست خود را به دغدغه و تشویش بیاندازد.

