
باز بودن راه کمال و هدایت برای همه انسان ها
موضوع: مبانی راه سیر وسلوک 1 چگونه فرد می تواند مسیر سیر وسلوک الی اللَه را به نحو صحیح همراه با اطمینان طی کرده وبهره مندی خود را از الطاف پروردگار متعال بیشتر سازد. 2 حرکت در مسیر سیر وسلوک الی اللَه بدون التزام عملی نسبت به وظائف وتکالیف الهی ورعایت مراقبه موجب رشد وتعالی فرد نمی شود. 3 توضیحی در ارتباط با فرمایش امیر المؤمنین علیه السلام :هیچ گاه رسول خدا صلی اللَه علیه وآله وسلم مطلبی را به من نفرمود مگر آنکه آن مطلب را برای سایر افراد بیان کرد. 4 راه هدایت و رشد و رسیدن به أعلی مراتب کمال برای همۀانسانها باز می باشد واین مسئله اختصاص به طیف خاصی ندارد. 5 بیان دو شرط مهمّ که تحقّق آنها در وجود سالک قبل از حرکت در مسیر سیر وسلوک الی اللَه ضروری بشمار می آید. 6 انسان در هنگام شنیدن سخنان حقّ وفرمایشات اولیاءالهی نباید از خود پیش فرض داشته باشد وبه توجیه وتأویل کلمات ایشان دست بزند. 7 ذکر حکایتی راجع به کیفیت عملکرد مرحوم علّامه طهرانی در رفع و برطرف ساختن اختلاف خانوادگی میان زن وشوهری. 8 توضیحی راجع به نبی اکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در ارتباط با توصیف ویژگی های برادران و اخوان خویش. 9 فردی که قلب خود را برای پذیرش حق وتبعیت از آن آماده می سازد خداوند متعال آنچه را که به خیر وصلاح او می باشد بر قلب او افاضه می کند. 10 ذکرحکایتی درارتباط با حلّ مشکل توحیدی یکی از بزرگان وعلماءبواسطۀ مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی.
باز بودن راه کمال و هدایت برای همه انسان ها
11مرحوم آقا میفرمودند وقتی دارید قرآن میخوانید این طور قرآن بخوانید اولا قرآن را نباید انسان تند بخواند راوی میآید خدمت امام صادق علیه السلام و میگوید من در هر شبی یك [بار] قرآن را دوره میكنم حضرت فرمودند نه! من خوشم نمیآید، خوشم نمیآید كمتر از یك ماه تو یك [دوره] قرآن بخوانی، برای چه دوره میكنی؟ مگر قرآن روزنامه است كه همین طور انسان هری بخواند و برود؟ نه! باید روی آیات آن توجه كند. لذا ایشان میفرمودند روزی پنجاه آیه بخوانید، یك حزب بخوانید نه بیشتر، كه نسبت به این معانی توجه داشته باشید. ایشان میفرمودند بهترین طریق قرآن خواندن آن است كه انسان قاری را غیر و خود را مستمع بداند. از امشب وقتی كه دوستان میخواهند قرآن بخوانند با این تصور بخوانند كه گویا، چطور من الان دارم برای شما صحبت میكنم و شما مستمع هستید و من گوینده هستم این طور قرآن بخوانید كه خدا دارد این قرآن را برای شما میخواند و شما دارید گوش میدهید، شما دارید توجه میكنید. صدایی كه از دهان ما بیرون میآید این صدا را صدای قاری غیر بدانید، آن وقت خواهید دید كه اثر دیگری دارد. حالا خدا خودش آمده در این كتابش دارد برای ما بیان میكند چقد رما به این قرآن عمل میكنیم؟ چرا؟ چون ما با پیش فرض میرویم به سمت قرآن. اگر با پیش فرض نرویم قرآن میآید برای ما روشن میكند شما بیاید استخاره كنید فلان كار را انجام بدهید، یك وقتی استخاره میكنید فلان كار را انجام بدهید خوب درمیآید یك وقتی استخاره میكنید همان كار را انجام میدهید بد درمیآید چرا؟ چون در اولی با پیش فرض آمدید، قرآن هم بر طبق نیت شما میگوید، میگوید میخواهی انجام بدهی برو انجام بده. دفعه دوم، خواست خود را كنار گذاشتید بدون خواست آمدید میخواهید انجام بدهید استخاره بد میآید این كار را انجام نده، خیلی مسئله فرق میكند. تمام مسائل سعادت و شقاوت همه آنها بستگی به این دارد كه انسان در مقابلة با حق با پیش فرض هست یا بدون پیش فرض است؟ با خاطره به یك مطلب توجه میكند یا بدون خاطره؟ قلب خود را پاك میكند یا با یك تمركز و با یك اندوخته و قضاوت، میخواهد به مسائل نگاه كند؟ لذا این جا افراد تفاوت پیدا میكنند.
