باز بودن راه کمال و هدایت برای همه انسان ها
17در زمان مرحوم آقا رضوان اللَه علیه همین مسئله موجود بود، همین قضیه. در آن زمان مسائل مختلفی وجود داشت مسائل اجتماعی سیاسی، ارتباطات و قوانین مختلفی بود و هر كس یك نوع نسبت به اینها خب طبعا مسائلی طرح میكرد خب ما هم میدیدیم این مطالبی كه دارد مطرح میشود با آن چه را كه مرحوم آقا بیان میكنند خیلی تفاوت دارد و این مبنای ایشان نیست كاملا این مسئله محسوس بود اما خب هر كسی به خاطر موقعیت خودش و به خاطر جریاناتی كه در حول و حوش او میگذرد به خاطر ارتباطاتش به خاطر كارش به خاطر شغلش به خاطر دوستانش به خاطر روابط اجتماعیش نسبت به این قضایا یك نوع قضاوت خاصی را داشت و قضاوت با مبانی مرحوم آقا مخالف بود، این مسئله روشن بود. ما هم كه جرأت نداشتیم گاهگاهی در لفافه در كنایه بعضی از مسائل را مطرح میكردیم كه چندان به مذاق قوم خوش نمیآمد اما در عین حال آن مطلب را صریح بیان نمیكردیم. حالا اتفاقی افتاد در بسیاری از مواضع كه مرحوم آقا در جلسات عصر جمعه صحبت میكردند یك ساعت صحبت میكردند، به جای دعا صحبت میكردند و كاملا مشخص بود كه این ابتدا و انتها و سیر بحث در این مسئله به كجا میرسد كاملا مشخص بود و چه دارند میگویند و چه منظوری داشتند.
وقتی مجلس تمام میشد آن فردی كه فرض كنید نظر مخالفی داشت میگفت دیدید آقا حرف ما را زد! التفات میكنید! دیدید آقا فلان مطلب ما را گفت! چرا این حرف را میزند؟ حالا ایشان دارد خلاف [این مطلب] را بیان میكند، چون با پیش فرض آمده در این مجلس، ذهن خودش را خالی نكرده كه آمده، لذا یك ساعت ولی خدایی كه هیچ شكی در او نیست صحبت میكند و به اندازه پشیزی برای این، این صحبت ارزش ندارد یك ساعت وقتش تلف شده، هیچ ارزش ندارد، نفهمید دیگر، مسئله را نفهمید. رسول خدا هم باشد همین طور، امیرالمؤمنین هم باشد همین طور حتی اگر خود خدا بیاید! مگر این قرآن نیست

