خلوص نیّت اصل و اساس در حکومت اسلام
13اش را نمیخواهد انجام بدهی. انسان شوخی كه ندارد خودش را هم نمیتواند گول بزند. من با یك فرد صحبت میكردم یك شخصی بود شخص عادی البته زندان رفته بود در زمان شاه و مورد اذیت هم قرار گرفته بود، من با ایشان صحبت میكردم گفتم چرا شما به كار خودتان نمیپردازید در همین بازار و اینها وكار را دست كاردان نمیسپارید؟ میگفت مثلا كی؟ من اسم شخصی را آوردم، گفت این كه زندان نرفته است این كه زندان نرفته است! گفتم چون زندان نرفته است نباید از او استفاده شود؟ گفت نخیر! زندان را ما رفتیم او بیاید استفاده كند! ببینید! تمام شد قضیه، تمام شد. مسئله دیگر تمام شد. زندان را ما رفتیم او بیاید استفاده كند؟ این جا جای استفاده است؟
در حركت توحیدی انسان فقط باید خدا قرار بگیرد امروز اگر آمدند به من گفتند جناب اقای طهرانی شما تا الان برای این جمعیت صحبت كردید خیلی از شما ممنون، تشكر، یكی از ملائكه بیاید و بگوید خیلی از شما متشكریم آمدید این جا و صحبت كردید و مطالبی نقل كردید، از بزرگان مسائلی را گفتید افرادی كه خب علی كل حال اینها اهل درد هستند اهل درك هستند اهل ادراك و شعور هستند حمیتی دارند غیرتی دارند راهی را طلب میكنند این را گرفتند و به نتیجه هم رسیدند بسیار خب حالا از این به بعد دیگر با شما كاری نداریم بفرمایید بفرمایید بروید در حوزه درستان را بدهید، یا این كه بفرمایید در منزلتان، مگر شما نمیگوییداینها زحمت دارد؟ دیگر زحمت نكشید، دیگر بفرمایید. من نسبت به این قضیه چه احساسی پیدا میكنم و در دل خود با این پدیده چطور برخورد میكنم؟ میگویم نه! این همه ما، دو ماه یك مرتبه بلند شدیم آمدیم این جا، زحمت كشیدیم صحبت كردیم آن كار را كردیم آن كار را كردیم! تا یك همچنین فكری برای من پیدا شود تمام! یك خط قرمز روی تمام این مسائل میكشند. شما برای كی كار كردید؟ شما برای كی داری حرف میزنی؟ شما برای كی داریتقلا میكنی؟ اینها كه زحمتی نیست ما كه شوخی میكنیم با رفقا، ما كه صحبت میكنیم فرض كنید یك ساعت یك ساعت و نیم آن صحبت را این جا میكنیم، صحبت كردن كه خب برای ما چندان ....، وقتی قرار باشد مطالب بی محتوا باشد دیگر صحبت كردن كه چندان مؤنهای ندارد

