خلوص نیّت اصل و اساس در حکومت اسلام
17به جوب و جوب هم خشك شده و از این جوب هم دارد حرارت بالا میرود و بیابان لم یزرع! فقط ماندند كه آقا اجازه بدهد اینها از هم جدا شوند، یعنی دیگر تمام است قضیه، این به آن میگفت و بعد هم بالاخره جدا شدند البته نه در زمان مرحوم آقا، بعد از مرحوم آقا جدا شدند. هم آن موقع اشتباه بود هم بعدش اشتباه بود حالا خدمت شما عرض میكنم
آن وقت نفس در یك شرایطی قرار گرفته بود كه اوضاع را بر وفق مراد میدید جریانات را مطابق با خواست میدید مسائل را همراه با مشتهیات میدید لذا پدیده ها برایاو زیبا بود دنیا برای او زیبا بود ارتباطات برای او زیبا بود دنیا را قشنگ میدید خیابانها را قشنگ میدید درختها را قشنگ میدید آسمان را قشنگ میدید افراد را قشنگ میدید چون خود را قشنگ میدید چون نفس خود را زیبا میدید اوضاع را بر وفق مراد میدید التفات میكنید آن جا دیگر آقا خیلی خوب است، آقا به قول خودش رودخانه رودخانه جاری میكند صحبتها همه لطیف است اشارات همه ظریف است كلمات همه معنادار است عنایات دیگر مثل باران فا ئز است. نكته خیلی مهم است خیلی نكته مهم است و دوستان به این مسئله خیلی توجه كنند. ولی همیشه كه این طور نمیماند بالاخره اوضاع در دست ما نیست زندگی در دست ما نیست پدیده ها و حوادث در دست ما نیست مدتی میگذرد پسرش تصادف میكند و پایش میشكند مدتی میگذرد فلان كس از خانواده او فوت میكند و از دنیا میگذرد مدتی میگذرد فلان قضیه اقتصادی به ایشان برخورد میكند و كلی از اموال میرود، اینها چیست؟ اینها یكی یكی میآید و آن مشتهیات نفسانی را كم كم تبدیل به مسائل آزاردهنده میكند. همان طوری كه از این طرف قضایا پیدا میشود از آن طرف هم پیدا میشود. برای مخدره مكرمه مجلله هم طبعا ممكن است مسائلی پیدا شود، مدتی كه میگذرد دیگر آن نشاط و شادابی رو به تقلیل میگذارد، با توجه به این قضیه، نحوه برخورد هم دچار نوسان میشود اینها همه دست به دست هم میگذارند و بعد كم كم ناراحتی ها شروع میشود توقعها كم كم شروع میشود و توقع ها تبدیل به یك پروسه میشود و به یك جریان عادی درمیآید از توقع تبدیل به برخورد نامناسب و كم كم به جایی میرسد كه خب دیگر ....

