خلوص نیّت اصل و اساس در حکومت اسلام
19یك قضیه، یك مسئله پیدا شود نسبت به بعضی از موارد تشكیكاتی به وجود بیاید بر آن اساس توقعاتی به وجود بیاید، مطالبی گفته شود كه با سلیقه بعضی ها موافق نیاید و با ذوق بعضیها همگون نشود التفات كردید میبینید یك قدری از انسان فاصله میگیرند و بعد كم كم این فاصله از نقطه نظر نفسانی تبدیل به یك فاصلةفیزیكی و دوری و ابتعاد میشود مجلسی كه فرض كنید كه هزار نفر در آن بود تبدیل به هشتصد میشود هشتصد تبدیل به ششصد میشود تا میرسد به صد نفر و پنجاه نفر و ده نفر، میگوییم ای داد بیداد! راه خدا رونقش را از دست داده! مردم دیگر مسلمان نیستند مردم دیگر اسلام را كنار گذاشتند، دیگر كسی توجه ندارد، دیگر غریب است، خدا غریب شده! نه! خدا غریب نیست چه شده؟ تو غریب شدی، خدا سر جایش است در مقام عزّ خود هم مستغرق است و نیاز به كسی ندارد، هوالغنی الحمید، او در مقام عزت و در مقام كبریائیت خود متفرد است، ما نیازمند به او هستیم، خداغنی است. اسلام هم غریب نیست. اسلام سرجایش هست. والیاسلام هم سرجایش است، والی و ولی اسلام حضرت بقیة اللَه ارواحنا لتراب مقدمه الفداء است نه من و نه غیر من، آن هم به سرجایش است و هر كسی را كه مورد عنایت او است دستگیری میكند و هر كسی كه به او توجه دارد حضرت او ر ا در كنف حمایت خود قرار میدهد.
حالا پشت سر تو نمیآیند به اسلام چه مربوط است؟ حالا دور تو را نمیگیرند به اسلام چه ارتباطی دارد؟ تو غریب شدی، اسلام كه غریب نیست. تو هم میخواهی غریب باشی غریب باش به جایی برنمیخورد. نه خدا درغربت است نه اسلام در غربت است نه امام زمان درغربت ا ست، هیچ كس در غربت نیست. در غربت ما هستیم كه خود را از حقیقت دور انداختیم و بین خود و بین حقیقت فا صله قرار دادیم. به جای این كه خود را به حقیقت برسانیمخواستیم حقیقت را به دنبال خود بكشانیم، حقیقت هم كه به دنبال ما نمیآید، واقعیت هم كه به دنبال ما نمیآید. واقعیت و حقیقتافرادی دارد، چه بخواهیم و بچه نخواهیم آن حقیقت و واقعیت و نفس الامر و راه خدا افراد خودش را پیدا میكند و دست ما نیست.

