خلوص نیّت اصل و اساس در حکومت اسلام
25از قضایا و مسائلی كه دارد بر ایشان میگذرد، گفتند آقا سیدمحمد حسین یك مطلبی به شما میخواهم بگویم، كسی كه عرفان ندارد نه دنیا دارد نه آخرت دارد، من را ا لان داری با این وضعم میبینی، با این اوضاع داری میبینی، من الان خوش هستم و وقتی این حرف را میزدند واقعا میزدند یعنی این مطلب را از روی واقع و از روی قلب میگفتند. گفتند من واقعا خوش هستم و وقتی این صحیفه سجادیه را میخواندند انگار به طور كلی از دنیا و از متعلقات دنیا منعزل و بركنار بودند انگار در یك عالم دیگری بودند.
خب چرا این طور قضیه پیدا میشود؟ به خاطر این كه هدف و غایت چیز دیگر است نفس متحول شده است و دیگراز این وادی بیرون آمده است و مسائل را دیگر روزمره میبیند. قضیه ای است اتفاق میافتد و بعد میآید و میرود. دیگر چرا فكر در این جا بیاید؟ چرا دل در این جا قرار بگیرد؟ چرا انسان خودش را در این جا دیگر معطل كند؟ اینها به خاطر این كه هدف را چیز دیگر قرار دادند و نظیر این مسئله در نقطه مقابل هست. این از نقطهنظر فراز و نشیب ها است، برخلاف این مسئله هم از این طرف وجود دارد.
بسیاری از موارد دیده میشود كه دوستان میگویند ما حالات خوبی داشتیم و الان دیگر نداریم، خوابهایی میدیدیم و الان دیگر نمیبینیم، مدركاتی داشتیم والان نداریم. این هم از این نقطه نظر محل اشكال است چرا؟ چون سالك كه راه و حركت خودش را به خاطر مدركات نباید قرار بدهد عمل راانجام بدهد برای این كه خواب ببیند برای این كه ا ین مدركات را پیدا كند برای این كه حال او خوب باشد برای این كه در یك همچنین مكاشفاتی قرار دارد برای این كه در یك همچنین ذهنیاتی قرار دارد! تمام اینها التذاذات نفسانی است كه در قا لب مسائل روحانی میآید.

